قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« اوْحَى اللَّهُ الَىَّ انْ انْذِرْ قَوْمَكَ لاتَدْخُلُوا بَيْتاً مِنْ بُيُوتى ولِاحَدٍ مِنْ عِبادى عِنْدَ احَدٍ مِنْكُمْ مَظْلِمَةٌ ، فَانّى الْعَنُهُ ما دامَ قائماً يُصَلّى بَيْنَ يَدَىْ حَتّى يَرِدَ الْمَظْلِمَةَ » « 1 »
و نيز فرموده است :
« اذا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرامٍ فى جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ كُلُّ مَلَكٍ فِى السَّمواتِ وَالْارْضِ » « 2 »
« وَما دامَ اللُّقْمَةُ فى جَوْفِه لا يَنْظُرُ اللَّهُ الَيْهِ وَمَنْ اكَلَ اللُّقْمَةَ مِنْ حَرامٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ، فَانْ تابَ ، تابَ اللَّهُ عَلَيْهِ ، وَانْ ماتَ فَالنَّارُ اوْلى بِهِ » « 3 »
سلب محبّت ائمه عليهم السلام
از عواقب مخرب حرامخوارى زايل شدن محبت انسان به اولياء خداوند مىباشد .
معاويه براى فريب دادن شيعيان مخلص حضرت امير عليه السلام از راههاى مختلفى استفاده مىكرد ، روزى هدايائى مشتمل بر ظرفهاى پر از عسل همراه نامهاى براى « ابوالاسود دئلى » فرستاد . غلامان چون ابوالاسود را در خانه نيافتند ، ظرف عسلها را در منزل گذاشتند و با نامه سوى وى رفتند ، همينكه ابوالاسود نامه را ديد و از مضمون آن دريافت كه عسل آوردهاند و به خانهاش بردهاند ، دوان دوان به منزل آمد و وقتى مشاهده كرد دخترش انگشت در ظرف عسل كرده و مى خواهد بخورد ،
هامش
( 1 ) - خدا به من وحى كرد كه به مردم بگو و آنها را بيم ده از اينكه وارد خانههايم نشوند درحاليكه بندهاى از بندگانم حقّى بر آنها دارد . همانا ما دامى كه به نماز ايستاده است او را لعن مىكنم تا حقّ را به صاحبش بازگرداند . ( عدة الداعى - صفحه 236 ) .
( 2 ) - وقتى كه لقمهاى از حرام در شكم بنده واقع شود ، هر فرشتهاى در آسمانها و زمين او را لعن مىكند . ( بحارالانوار - جلد 103 - صفحه 12 ) .
( 3 ) - و ما دامى كه لقمه در شكم اوست ، خداوند به او توجه ندارد ، و كسى كه لقمهاى از حرام بخورد ، مغضوب خداوند است پس اگر توبه كند ، خداوند او را مىپذيرد و اگر توبه نكند ، آتش به او سزاوارتر است . ( بحارالانوار - جلد 66 - صفحه 314 ) .