تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
وَ رَجُلٌ قَضى بِالْحَقِّ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَهُوَ فِى الْجنَّةِ » « 1 » البته اين اخبار از قضاوت ظالمانه و حتى از قضاوت كسى كه به حدى از تقوا نرسيده كه بتواند خود را از خطاء حفظ نمايد ، نهى مىنمايند . والّا امر قضا ، براى گردش امور جامعه امرى حياتى است و مشروط به اين كه قاضى بتواند از حكم عادلانه فاصله نگيرد ممدوح شمرده شده است . قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : « انّ اللَّهَ مَعَ الْقاضى ما لَمْ يَجُرْ فَاذا جارَ تَخَلّى عَنْهُ وَ لَزِمَهُ الشَّيْطانُ » « 2 » و نيز حضرت امير عليه السلام جايگاه قاضى عادل را جايگاه پيامبر و امام عليهم السلام مىداند و آنكه به جور و ستم حكم كند شقى مىخواند . آن حضرت هنگام ابقاء « شريح » در پست قضاوت ، خطاب به او فرمودند : « يا شُرَيْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لايَجْلُسُهُ الّا نَبىٌّ اوْ وَصِىٌّ اوْ شَقىٌّ » « 3 »

عمل بىعلم

سختى امر قضا و شدت عقوبت قاضى جائر ، اقتضاء مىكند تنها كسانى بر اين مسند مهم تكيه زنند كه اوّلًا : از وسوسه‌هاى نفسانى خود در امان بوده و مرتبه‌اى از
هامش
( 1 ) - قضات چهار دسته‌اند ، سه دسته در آتش و يك عده اهل نجاتند : 1 - آنكه آگاهانه به ستم حكم كند اهل آتش است . 2 - آنكه جاهلانه به ستم حكم كند اهل آتش است . 3 - آنكه جاهلانه بحقّ حكم نمايد اهل آتش است . 4 - آنكه آگاهانه بحقّ حكم نمايد اهل نجات است . ( وسايل الشيعه - جلد 1 - صفحه 11 ) . ( 2 ) - خداوند با قاضى است و ياور اوست ما دامى كه ستم نكند ، پس اگر ستم روا دارد خدا از او جدا گشته و شيطان ملازم او مىشود . ( كنز العمال - 14985 ) . ( 3 ) - اى شريح در جايگاهى نشسته‌اى كه در اين جايگاه نمىنشيند مگر پيامبر يا وصى او و يا شخص شقى . ( وسايل الشيعه - جلد 18 - صفحه 7 ) .