تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

قضاوت به ناحق

« . . . وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ »
« 1 » زندگى اجتماعى انسان محتاج قوانينى است كه امنيت او را در جامعه تضمين كند و حقّ هركس را به صاحب آن مسترد نمايد . و قانون نيز مجريانى را مىطلبد كه اخلال‌گران در امنيّت اجتماعى و تعدّى كنندگان به حقوق همنوع را مطابق همان ضوابط جاى خود نشانده و حقّ هركس را بى كم و كاست محترم شمارد . همهء جوامع بشرى ، دستگاه‌هاى عريض و طويل قضاوت و ديوان عدالت ايجاد كرده‌اند تا اين مهم به وسيله قضات ، صورت عملى به خود گيرد . در صدر اسلام به‌واسطه محدوديت حكومت ، قضاوت را چون امامت معنوى جامعه ، فرماندهى قوا و . . . شخص شخيص پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله انجام مىداد . اما به‌واسطه گسترش محدودهء اسلام و همچنين تضعيف شدن روحيه معنوى و افزايش جرم و جنايات ، حاكمان جامعه در كنار خود و به‌عنوان همكار خود قضاتى را براى رسيدگى به مخاصمات خلايق نصب مىكردند .
هامش
( 1 ) - ( مائده - 42 ) اى رسول اگر در ميان آنها حكم كردى به عدالت داورى كن كه خداعادلان را دوست دارد .