3 - مطرود از رحمت او .
4 - تداركِ عذابى بزرگ .
در شأن نزول اين آيه آمده است : « مقيس بن صبابه » كشتهء برادر خود را در ميان قبيله « بنىنجار » يافت ، پيامبر مكرم او را همراه « قيس بن هلال » كه از بزرگان آن قبيله بود ، نزد آنان فرستاد كه يا قاتل را معرفى كنند و يا ديه دهند ، آنها قاتل را نشناختند و لذا ديه دادند . هنگام بازگشت « مقيس » وسوسه شد كه قبول ديه موجب سر شكستگى است ، لذا « قيس » را به قتل رسانيد و بهسوى مكه گريخت بعد از اين ماجرا آيهء فوق نازل شد و مجازات قتل عمد معين گشت . و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خون مقيس را مباح شمرد .
ابوحمزه از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام نقل نموده است كه : به پيامبر مكرم صلى الله عليه و آله خبر رسيد كه كشتهاى در ميان قبيلهء « جهينه » افتاده است . حضرت به پا خواست و به مسجد آنها رفت . مردم گرداگرد او را گرفتند . حضرت فرمود : چه كسى او را كشته است ؟ عرض كردند : نمىدانيم ، قاتل معلوم نيست . حضرت فرمودند : كشتهاى بين مسلمانان افتاده و كسى خبر از قاتل ندارد ؟ سپس افزودند :
« والَّذى بَعَثَنى بالْحَقِّ لَوْ انَّ اهْلَ السَّماءِ وَالْارْضِ شَرِكُوا فِى دَمِ امْرَءٍ مُسْلِمٍ وَرَضُوا بِهِ ، لَاكَبَّهُمُ اللَّهُ عَلى مَناخِرِهِمْ في النَّارِ » « 1 »
همان حضرت مىفرمايند : قاتل را در قيامت قاتلىاست كه هرگز نمىميرد .
« لايُعجِبْكَ رَحْبُ الذِّراعَيْنِ بِالدَّمِ ، فَانَّ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ قاتِلًا لايَمُوتُ » « 2 »
قاتل بىمرگ ، كنايه از آتش جهنم است كه به واسطه خلود قاتل در آن هرگز پايان
هامش
( 1 ) - بخداوندى كه مرا به حق برانگيخت اگر اهل آسمان و زمين در قتل مسلمانى شريك شوند و بدان راضى باشند ، خداوند آنها را با بينى در آتش مىكوبد . ( وسايل الشيعه - جلد 19 - صفحه 9 ) .
( 2 ) - كسى كه دستش تا مرفق به خون آلوده شده و قادر بر كشتن انسانها است تو را به تعجب واندارد كه او قاتلى دارد كه هرگز نمىميرد . ( وسايل الشيعه - جلد 19 - صفحه 4 ) .