عواقب سؤال ( درخواست مادى )
قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله :
« ما مِنْ عَبْدٍ فَتَحَ عَلى نَفْسِهِ باباً مِنَ الْمَسْئَلَةِ الَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ سَبعينَ باباً مِنَ الْفَقْرِ » « 1 »
در روايت ذيل سؤال ، كليد فقر ناميده شده است .
قال على عليه السلام :
« الْمَسْئَلَةُ مِفْتاحُ الْفَقْرِ » « 2 »
و اين روايت سؤال را حائل بين سائل و بهشت معرفى نموده است .
امام رضا عليه السلام بنقل از پدران خود مىفرمايد : كسى نزد حضرت پيامبر آمد و عرض كرد : كارى را به من بياموز كه باعث شود چيزى بين من و بهشت فاصله نيدازد .
حضرت در پاسخ وى فرمودند :
« لاتَغْضَبْ وَ لاتَسْئَلِ النَّاسَ شيئاً وَ ارْضَ للنَّاسِ ما تَرْضى لِنَفْسِكَ » « 3 »
سؤال غنى
بدتر از درخواست و كريهتر از گدايى ، تكدّى غنى است ، آنها كه با وجود ثروت و دارائى به تكدّى عادت نمودهاند .
امام صادق عليه السلام درخواست كسى كه قوت يك روز را داراست ، اسراف ناميده و خوردن آن مال را به مثل نوشيدن شراب تشبيه كرده است . به دو خبر ذيل توجه
هامش
( 1 ) - بندهاى نيست كه درِ يك سؤال را بر خود باز كند ، مگر اينكه خداوند هفتاد درِ فقر بر او مىگشايد . ( بحار الانوار - جلد 96 - صفحه 156 ) .
( 2 ) - سؤال و درخواست مال ( تكدّى ) ، كليد فقر است . ( غرر الحكم ) .
( 3 ) - خشم مگير و از احدى درخواست چيزى مكن و آن را بر ديگران بپسند كه بر خود مىپسندى . ( مستدرك الوسايل - جلد 7 - صفحه 222 ) .