« . . . وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 »
در مرحله سوم چون عامل اساسى فحش ، زبان است ، دستورات اكيدى در كنترل زبان وارد شده است . البته فحش با اشاره ، كتابت و . . . هم صورت مىگيرد ولى بسيار محدود است ، چه اينكه فرصت تعقل و در نتيجه پشيمانى زياد است .
قال على عليه السلام :
« صَلاحُ الانْسانِ فى حَبْسِ اللِّسانِ » « 2 »
نيز آن حضرت فرموده است :
« اللِّسانُ سَبُعٌ ان خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ » « 3 »
و در آخرين مرحله ، عواقب دنيوى و اخروى فحش را برشمرده و مؤمنان را به اين شيوه از آن بر حذر مىدارد .
اخبارى كه در اين مرحله جاى مىگيرند در دو دسته ذيل بررسى مىنمائيم .
الف ) پيامدهاى فحش
فحش تبعات متعددى دارد و از جملهء آنها :
1 - فاحش از اسلام خارج است
قال الصادق عليه السلام :
« اذا قالَ المُؤْمِنُ لَاخيهِ افٍّ ، خَرَجَ مِنْ وَلايَتِهِ ، وَاذا قالَ انْتَ عَدُوّى كَفَرَ احَدُهُما ، وَلا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ مُؤمِنٍ عَمَلًا وَهُوَ يُضْمِرُ عَلى اخيهِ الْمُؤمِن سُوءً » « 4 »
هامش
( 1 ) - ( آل عمران - 134 ) آنها كه خشم خود را فرو مىبرند و از خطاى مردم مىگذرند و خداى نيكوكاران را دوست دارد .
( 2 ) - مصلحت انسان در زندان نمودن زبان وى است . ( غرر الحكم ) .
( 3 ) - زبان درندهاى است كه اگر رهايش كنى دندان مىگيرد . ( نهج البلاغه - حكمت 57 به ترتيب فيض و 60 به ترتيب صبحى ) .
( 4 ) - هنگامى كه مومن به برادر دينى خود « افّ » بگويد ، از پيوند دينى با او بيرون رفته و هرگاه به وى بگويد : تو دشمن منى ، يكى از آن دو كافر شدهاند و خداوند از مؤمنى كه نيّت بدى را از برادرش به دل دارد ، عملى را نمىپذيرد . ( بحار الانوار - جلد 75 - صفحه 146 ) .