تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
7 - عيب را از روى صفاى خود بيان مىدارد و كينه و كدورتى عامل عيبگوئى او نشده است . 8 - عيوب همهء ناظرينش را بدون توجه به عناوين و القاب و مقام و پست و . . . بيان مىدارد . 9 - اگر قطعه قطعه شود هر قطعه‌اش از بيان حقايق سرباز نمىزند . 10 - دربيان عيوب خونسردى خود را حفظ مىكند و عقيده‌اش را تحميل نمىكند . البته هم بايستى خود آئينه از عيوب ظاهرى مبرا و بىگرد و غبار بوده باشد و هم اينكه ناظر به وى توجه كند و بررسى عيوبش را از او بخواهد و خود را در معرض عيب شناسى او قرار دهد . تنها فرق آئينه جسمانى با مؤمن اين است كه او مأمور بيان عيوب ظاهرى است و مؤمن بيشتر به عيوب روانى نظر دارد . اينك آيا آنكه عيوبش را خداوند مخفى كرده و پرده‌اى بر تمام نقص‌هايش كشيده ، نقص‌هائى كه يكى از آنها كافى بود كه خلايق چون ميش از نفس گرگى او فرار كنند ، و نيز آن كس كه منتظر است روز جزا ، خداى متعال همچنان از آشكار شدن عيوبش خوددارى كند ، آيا او راضى مىشود عيبى از عيوب خلايق خدا را بر ملا سازد ؟ ! پس بيان عيب ديگران ، نه با اميد انسان به عفو رحمان در حيات جاودان سازگار است و نه با جوانمردى وى در زندگى دنيوى . گويند : « ابو سعيد ابوالخير » زير دستان كيسه‌كش حمام بود ، دلاك او چرك‌هاى بدن بوسعيد را جمع مىنمود و با اشاره كيسه به شيخ نشان مىداد . ضعف روان و كمبود ظرفيت كيسه‌كش او را مغرور ساخته بود كه آيا كسى از وى عظيم‌تر و جوانمردتر