قال على عليه السلام :
« مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِه واعِظٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حافِظٌ » « 1 »
نوعى مبارزه
گويند : يكى از بزرگان شبى دو ركعت نماز گذارد و سپس از خدا با اشك و آه و الحاح درخواست نمود كه بندهاى از عباد مقرّب الهى را ببيند .
دعاى وى به اجابت حق رسيد و شب هنگام در خواب ، قهوهچى محلهء خود را بخواب ديد . وى غافل از اجابت دعايش روز بعد هم به درگاه حق مناجات نمود و درخواست ديدن بندهاى مقرّب نمود و شب دوم نيز همان قهوهچى را به خواب ديد و اين حالت سه بار تكرار شد . روز سوم براى كشف اين راز سوى قهوهچى رفت و جريان مناجات سه شب خويش را مطرح كرد و از او خواست كه از اعمال يا عملى كه موجب اين قرب به حق شدهاست ، او را خبر دهد .
قهوهچى هر چه بيشتر استنكاف مىورزيد ، او به اصرار خود مىافزود ، و به هر حال قهوهچى بيشتر از آن مقاومت ننمود و قبول كرد كه ماجرائى كه شايد همان باعث رسيدنش به اين منصب باشد ، بازگو كند ، به شرطى كه تا زنده است ، مطرح نشود . وى گفت : در شب عروسى هنگامى كه به حجله رفتم ، متوجه شدم كه همسرم دختر نيست و بكارت او زايل شدهاست . به شدّت عصبانى و مضطرب شدم ، خودم را كنار كشيدم و خواستم از حجله خارج شده و مردم را به آن خبر دهم و طبعاً او را از منزل بيرون نمايم . در اين حال بودم كه همسرم دامن مرا گرفت و در حالى كه مىگريست ، گفت : مرا رسوا مكن كه خدا تو را در دنيا و آخرت آبرو دهد ، قدرى فكر كردم كه اين خبر اگر منتشر شود ، چه مىشود !
هامش
( 1 ) - كسى كه از جانب نفس خود موعظه مىشود و وجدان او را پند دهد . خداوند حافظ و نگهدار او از ارتكاب معاصى مىباشد . ( حافظى از جانب خداوند دارد ) . ( بحارالانوار - جلد 71 - صفحه 367 ) .