اينان بهعكس تنها از جهات منفى دنيا بهره مىبرند و بهاصطلاح حيات نقدينه را بر زندگى اخروى ترجيح مىدهند ، ماترياليستها چنينند .
گروه سوم همه چيز را خيال محض ميدانند و جهان و آنچه در آنست را پوچ در پوچ تصور مىكنند . همانند كسى كه كنار حوض آب مىايستد و چندين دليل بىاساس اقامه مىكند بر اينكه آبى در حوض نيست و آنگاه كه وى را گرفته و در حوض انداختند ، باز مىگويد : « خيال ميكنم كه خيس شدهام » سوفسطائيان و پوچگرايان صاحبان اين عقيدهاند .
توجيهات و ادلهء اينان همانند دزدى است كه وارد باغى شده و مشغول خوردن و احياناً با خود بردن و دزديدن بود ، باغبان سر رسيد و وى را دستگير كرد ، دزد در اعتراض به باغبان گفت : چرا اذيت ميكنى ؟ درخت خدا ، ميوه خدا ، مىخورد بنده خدا ! ! ! باغبان وى را بر درختى بست و با گرزى گران به وى ميزد ، وقتى نالهاش بلند شد ، باغبان گفت : غم مخور ، درخت خدا ، طناب خدا ، گرز خدا ، بنده خدا ، مىزند بنده خدا !
اما اديان الهى به شكل ديگرى به دنيا مىنگرند .
از نظر همهء اديان الهى ، دنيا گذرگاهى است براى وصال به خداوند . در اين نگرش ، انسان ، نه تنها به افق دوردست مىنگرد و نه فقط به جلو پاى خويش چشم مىدوزد و نه جهان را پوچ مىانگارد ، بلكه هم به افق ، چشم خيره كرده است و هم براى تشخيص راه از چاه و گريز از آفتهاى مسير به جلوى پايش چشم مىدوزد .
عقيده چنين انسانى در مورد دنيا اين است كه دنيا را ظاهرى است غير قابل انكار ، و باطنى است واقعى ، پس كسى بهره از دنيا مىبرد كه ظواهرش وى را فريب ندهد و تنها خوشهچين منافع دنيا براى رسيدن به حاقّ آن باشد .
بر اساس اين بينش انسان هر لحظه در حال تكاپو است . او هر لحظه ، وصال دوست را در افق دوردست مىبيند و كشان كشان خود را بدانجا مىرساند و در هر
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 482
مساهمون: على غضنفرى
ص٤٨٢