تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
زيرا هركسى مىتواند نوعى تعريف براى اين واژه‌ها در ذهن داشته باشد و هر جا با امثال اين واژه‌ها برخورد نمايد مفهوم ذهنى خود را بخاطر آورد ، و چه بسا با مفهوم ذهنى شخص ديگر هماهنگ نباشد . اين امر موجب مىشود توالى فاسدهء بسيارى بوجود آيد كه مهمترين آنها عدم تفهيم زبان است و لذا مخاطب مراد متكلم را درك نمىكند و مباحثه‌ها به نتيجه‌اى مطلوب نمىرسد . واژه‌هائى چون حقوق بشر ، تمدن ، تروريسم ، فرهنگ عمومى ، امنيّت اجتماعى ، استقلال ، آزادى ، از اين قبيل واژه‌هاى انتزاعى هستند ، چه كسى حقوق بشر را رعايت مىكند و با چه كارهائى حقّ بشر زير پا مىرود ، متمدن كيست ؟ تروريسم به چه عملى اطلاق مىشود و تروريست كيست ؟ فرهنگى و غير فرهنگى وصف چه كسى است ؟ مخلّ به نظم عمومى و امنيّت جامعه كيست ؟ چه كسى و چه حكومتى مستقل است ؟ آزاد كيست ؟ . . . اينها سؤالاتى است كه هر كدام چندين جواب دارند ، و لذا مىبينيم هم انسان در غل و زنجير ، دم از كمبود آزادى مىزند و هم آنكه او را به زنجير كشيده است . تنها راه تفهيم اين واژه‌ها و به نتيجه رسيدن مباحثات در اين زمينه‌ها ، دور شدن از واژه و بيان مصاديق و يا تبيين دقيق مصاديق مىباشد .

حقوق و آزادى

هر انسانى براى خود حقوقى مىشناسد . حقّ حيات ، حقّ بيان ، حقّ انتخاب و . . . طبعاً هركس در مقابل اين حقوق قرار بگيرد آزادى او را به خطر انداخته است . كسى كه مانع زندگى او شود يا نگذارد خواسته‌هاى خود و انديشه خويش را بيان نمايد ، يا سدّ هر راهى كه خواست اوست ، شود ، به آزادى او لطمه رسانده است . اما گاهى دو حقّ از دو انسان با يكديگر اصطكاك مىيابند ، در اين گونه موارد اگر كسى مانع حيات ديگرى شد ، آيا باز هم آزادى را به خطر انداخته است ؟