گيرد . حرص و طمع كه باعث مىشوند انسان عبد دنيا شود در اسلام مورد نكوهش قرار گرفتهاند .
قال على عليه السلام :
« لا يَسْتَرِقَنَّكَ الطَّمَعُ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً » « 1 »
تقاضاى انسان از ديگران براى او نوعى بندگى هر چند محدود ايجاد مىكند ، تملق و چاپلوسى ، بندگى و بردگى مىآورد و لذا اسلام به شدّت از آن نهى مىكند .
قال على عليه السلام :
« ايَّاكَ وَ الْمَلَقَ فَانَّ الْمَلَقَ لَيْسَ مِنْ خَلائِقِ الْايمانِ » « 2 »
به هرحال دين اسلام جز بندگى خدا را كه حريّت و آزادى محض در مقابل هر آنكه غير اوست به همراه داشته باشد ، نمىپذيرد .
قال على عليه السلام :
« لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً » « 3 »
آزادى فطرى
بخشى از آزادى ، آزادى فطرى و تكوينى آدمى است كه كمال آن وجه تمايز او از ساير موجودات است .
خداى متعال حقّ تعيين سرنوشت اشرف مخلوقاتش را به خود وى افاضه كرده و به او اختيار و توان انتخاب ، داده است . هر چند اختيار آدمى و خواست او با كمك و توان الهى به نتيجه مىرسد و لذا خواست او از « امر بين الامرين » كه در مبحث قضاء و قدر مطرح شده است خارج نيست ، اما بههرحال خواستن ، اختيارى انسان است و البته همين باعث مىشود كه اگر مسير صحيحى را انتخاب كرد پاداش ببيند
هامش
( 1 ) - طمع ، تو را به رقيّت و عبديّت نكشاند در حالى كه خدا تو را آزاد قرار داده است . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - از چاپلوسى بپرهيز كه آن خُلق و روش مردم با ايمان نيست . ( غرر الحكم ) .
( 3 ) - بندهء غير خودت مباش در حالى كه خدا تو را آزاد آفريده است . ( بحار الانوار - جلد 77 - صفحه 214 ) .