تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

حدود آزادى

قال على عليه السلام : « ايُّها النَّاسُ انَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لاامَةً وَ انَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ احْرارٌ » . « 1 » هر چيزى براى بقاء ، محتاج به سلسله‌اى از نيازها است . مثلًا درخت به آب و خاك و نور مناسب و باغبان خوبى كه بتواند به اندازهء كافى هر چيزى را به او برساند احتياج دارد . حال اگر محل رشد درخت را محدود كنيم ، يا باغبان را از انجام برخى امور باز داريم ، رشد نمىكند و گل او پژمرده مىشود . در آدمى كه جنبهء روحانى او قوىتر است اين مسأله شكل جدّىترى به خود مىگيرد و آزادى در كنار آب و هوا براى او اهميت مىيابد . اسلام به آزادى انسان بهائى مضاعف داده است . بنابر ديدگاه اسلام فرزندان آدم همه حرّ و آزادند و طوق بندگى احدى بر گردن ندارند . حديثى كه در آغاز بحث گذشت اشاره به همين معنا دارد . علاوه اينكه اسلام حتى اجازه نمىدهد انسان بندهء خواسته‌هاى خود شود و به‌واسطه برخى آداب غير صحيح ، از او سلب اختيار شده و در كانالى خاص قرار
هامش
( 1 ) - اى مردم حضرت آدم عليه السلام نه عبدى زاده است و نه كنيزى و مردم همه آزادند . ( نهج السعاده - جلد 1 - صفحه 198 ) .