« وَاخْتَطَفْتَ ما قَدَرْتَ عَلَيْهِ مِنْ امْوالِهِمُ المَصُونَةِ لِارامِلهِمُ وَايْتامِهِمْ اخْتِطافَ الذِّئْبِ الْازَلِّ داميَةَ المِعْزَى الْكَسيرَةَ » « 1 »
3 - مطرود از رحمت حقّ
قال الصادق عليه السلام :
« مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ ، مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِها ، مَلْعُونٌ مَنْ حَدَّثَ بِها نَفْسَهُ » « 2 »
طرد از رحمت حقّ در دنيا و نيز در قيامت ، از عقوبتهاى كسى است كه عشق به مقام در سر بپروراند .
در آخرت
اهل رياست و زعماى اقوام در قيامت حشر و نشرى سخت در پيش دارند . آنان كه بر جمعى حكم رانده و فرامينشان را مطاع يافتهاند ، مىبايست پاسخگوى رفتار خود با رعيّت باشند . بنابر آنچه از اخبار و احاديث استفاده مىشود سلاطين و پادشاهانى كه حكومت بر مردم مىراندهاند چنين بر صحنهء قيامت محشور مىشوند .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« لايُؤَمَّرُ احَدٌ عَلى عَشَرَةٍ فَما فَوْقَهُمْ الّا جىءَ بِهِ يَوْمَ القِيمَةِ مَغْلُولةً يَداهُ وانْ كانَ مُحْسِناً ( فُكَّ عَنْهُ ) وَانْ كانَ مُسيئاً يَزيدُ غُلًّا عَلى غُلِّهِ » « 3 »
هامش
( 1 ) - آنچه توان داشتى از اموال مردم كه براى زنان بيوه و ايتامشان نگهدارى مىشد ربودى ، همانند گرگ گرسنهاى كه گوسفند زخمى و استخوان شكستهاى را بربايد . ( نهج البلاغه - نامه 41 ) .
( 2 ) - مطرود از رحمت حقّ است آنكه رياست را به خود بندد ، مطرود است آنكه بدان همّت گمارد ، مطرود است آنكه در فكرش باشد . ( وسايل الشيعه - جلد 11 - صفحه 280 ) .
( 3 ) - هيچ كس برده نفر و بيشتر حكم نمىراند مگر اينكه روز قيامت او را در حالى ميآورند كه دستانش بسته است ، حال اگر نيكوكار بود ، رهايش مىكنند و اگر بد عمل بود ، زنجيرى بر زنجيرهايش افزوده مىشود . ( وسايل الشيعه - جلد 11 - صفحه 282 ) .