فيه بالحَسْرَةِ وَيَتمنّى الْمُضَيِّعُ فيه الرَّجْعَةَ ولاتَ حينَ مناصِ » « 1 »
هامش
( 1 ) - اما بعد من تو را شريك در امانتم قرار دادم ، و تو را صاحب اسرار خود ساختم ، من از ميان خويشاوندان و خاندانم به جهت يارى و اداء امانتى كه در تو سراغ داشتم ، مطمئنتر از تو نيافتم . امّا تو به محض اينكه ديدى زمانه بر پسر عمويت سخت گرفته و دشمن در نبرد ، محكم ايستاده و امانت در ميان مردم خوار و بىمقدار شده وامت اختيار را از دست داده و بى حامى شده است ، عهد وپيمانت را نسبت به پسر عمويت دگرگون ساختى و همراه ديگران مفارقت جستى ، و با كسانى كه دست از ياريش كشيدند همصدا شدى ، و با خائنان به وى ، نسبت به او خيانت ورزيدى ، نه پسر عمويت را يارى كردى و نه امانت و حقّ آن را .
گويا تو جهاد خود را بخاطر خدا انجام ندادهاى ، گويا حجّت وبيّنهاى از سوى خدا بر تو نيامده است و گويا تو براى غصب دنياى امت و تعدّى به حقوقشان حيله و نيرنگ به كار مىبردى و مقصودت اين بود كه آنها را بفريبى و غنائمشان را در اختيار گيرى ، لذا وقتى امكان تشديد خيانت به امت را يافتى تسريع نمودى و با عجله ، به جان بيت المال افتادى . و آنچه در قدرت داشتى از اموال آنها كه براى زنان بيوه و ايتام آنها نگهدارى مىشد ربودى ، همانند گرگ گرسنهاى كه گوسفند زخمى و استخوان شكستهاى را بربايد .
سپس آن را با فراخ بال به سوى حجاز فرستادى ، بى آنكه احساس خطاكنى ، ( بى پدر باد دشمنت ) گويا ميراث پدر ومادرت را به خانهء خود حمل مىكردى ، « سبحان اللَّه » آيا به قيامت باور ندارى ؟ از بررسى حساب در قيامت نمىترسى ؟ اى كسى كه نزد ما از خردمندان بودى چگونه مأكول و مشروب در دهان فرو مىبرى در حالى كه ميدانى حرام مىخورى و حرام مىآشامى ؟ چگونه با اموال ايتام و مساكين و مؤمنان و مجاهدان راه خدا ، كنيز مىخرى و زنان به همسرى مىگيرى در حالى كه ميدانى اين اموال را خداوند به آنان اختصاص داده و به وسيله آن بلاد اسلام را حفظ مىنمايد . از خدا بترس و اموال اينان را بخودشان بازگردان ، اگر اين كار را نكنى و خداوند به من امكان دهد وظيفهام را در قبال خداوند ، دربارهء تو انجام خواهم داد و با شمشيرم كه كسى را با آن نزدهام مگر وارد دوزخ شده ، تو را خواهم زد . به خدا سوگند اگر حسن و حسين چنين كرده باشند هيچ كمكى از ناحيهء من نمىيافتند و در ارادهء من براى انجام وظيفه اثر نمىگذاردند ، تا آنگاه كه حقّ را از آنها بگيرم و ستمهاى ناروائى كه انجام دادهاند دور سازم .
به خداوندى كه پروردگار جهانيان است اگر آنچه تو گرفتهاى براى من حلال هم بود ، خوش نداشتم به عنوان ميراث براى بازماندگانم بگذارم . بنابراين دست نگه دار و انديشه نما ، فكر كن به آخر زندگى رسيدهاى ، در زير خاكها پنهان شدهاى ، و اعمالت به تو عرضه شده است در جائى كه ستمگر با حسرت صدا مىدهد و آنكه عمر خود را تباه كرده درخواست بازگشت مىكند ولى راه چاره مسدود است . ( نهج البلاغه - نامه 41 ) .