قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« حُبُّكَ للِشَّىْءِ يُعْمى وَيُصِمُّ » « 1 »
قال على عليه السلام :
« مَنْ عَشِقَ شَيْئاً اعْمى ( اعْشى ) بَصَرَهُ وَامْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحيحَةٍ وَيَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَيْرِ سَميعَةٍ » « 2 »
عامل چهارم در ايجاد تعصب ، قصد فريب و اغواى مردم است ، برخى حقّ را شناختهاند ولى تنها بخاطر فريب مردم و اغواى آنها ، و مانع شدن از هدايتشان ، تعصب را به عنوان حربهء كارى به كار مىبرند . حضرت امير عليه السلام در خطبه غراء قاصعه مىفرمايد : من در احوال جهانيان دقت كردم و كسى را نيافتم تعصب بخرج دهد ، مگر براى اغواى جاهلان .
« وَلَقَدْ نَظَرَتُ فَما وَجَدْتُ احَداً مِنَ الْعالَمينَ يَتَعَصَّبُ لِشَىءٍ مِنَ الاشْياءِ الّا عَنْ عِلَّةٍ تَحْتَمِلُ تَمْوِيَةَ الجُهَلاءِ اوْ حُجَّةٍ تَليطُ بِعُقُولِ السُّفَهاءِ » « 3 »
تبعات تعصب
تعصب ، انسان را در كانال خاصى قرار مىدهد و امكان هدايت را از او سلب مىنمايد چه اينكه شرط هدايت ، نياز انسان است و متعصب خود را نيازمند احساس نمىكند و بلكه مرام خويش را برتر مىشمارد . او اشياء را به رنگ خاصى
هامش
( 1 ) - عشق و علاقه زياد به چيزى انسان را كور و كر مىكند . ( بحارالانوار - جلد 77 - صفحه 164 ) .
( 2 ) - كسى كه ديوانه وار به چيزى عشق ورزد ، همان چيز نابينايش مىكند ، و قلبش را بيمار مىسازد . او با چشمى معيوب مىنگرد و با گوشى غير شنوا مىشنود . ( نهج البلاغه - خطبه 108 به ترتيب فيض و 109 به ترتيب صبحى ) .
( 3 ) - من در احوال عالميان تفكر كردم ، و كسى را نديدم در مورد چيزى تعصب بخرج دهد جز اينكه ميخواهد حقيقت را بر جاهلان مشتبه سازد و يا در انديشه سفهاء نفوذ كند . ( نهج البلاغه - خطبه 234 به ترتيب فيض و 192 به ترتيب صبحى ) .