است ؟ حضرت واقعه را براى ابوطالب نقل كرد . ابوطالب حمزه را خواست و به او گفت : شكمبه را بياور ، سپس شمشيرش را برگرفت و با پيامبر و حمزه به مسجد رفت . سران قريش گرداگرد كعبه اجتماع كرده بودند ، آنان وقتى آثار غضب را در چهره ابوطالب ديدند خود را جمع نمودند ، ابوطالب به حمزه گفت : شكمبه را بر سبيل همه بمالد ، او تا نفر آخرشان را چنين كرد ، ابوطالب به پيامبر خدا رو كرد و گفت : اين موقعيت توست در ميان ما . « 1 »
در مورد اسلام آوردن حضرت حمزه رضى اللَّه عنه آمده است : او در زمان انداختن شكمبه بر پيامبر ، مسلمان نبود ، ولى به سختى از پيامبر خدا دفاع كرد . وى به ابوجهل گفت : اكنون كه تو برادرزادهام را دشنام مىدهى ، من هم دين و عقيدهء او را يافتهام اگر مىتوانى مرا از آئينم جدا كن .
همان شب ، وى متحيّر بود كه چه كند و از خدا خواست اگر دين جديد بر حقّ است قلب او را متمايل به دين برادر زادهاش نمايد . صبحدم به حضور پيامبر رسيد و شهادتين را بر لبان جارى ساخت و اعلام حمايت از پيامبر خدا نمود .
امام سجاد عليه السلام مىفرمايند :
« لَمْ يُدْخِلِ الْجَنَّةَ حَميَّةٌ غَيْرَ حَميَّةِ حَمْزَةَ ابْنِ عَبْدِالْمُطَلِّبِ وَذلِك حَيْنَ اسْلَمَ غَضَباً لِلنَّبىِّ صلى الله عليه و آله فى حَديثِ السَّلا ( السَّلى ) الَّذى الْقِىَ عَلى النَّبيِّ » « 2 »
بنابراين ، دفاع از حقّ و حريم آن ، دفاع از آئين خداى متعال و از مقدّسات دين ، دفاع از عرض و آبروى خود و مؤمنين ، دفاع از جان خود و ديگران نه تنها حرام نيست بلكه لازم و واجب بوده و ترك آن نوعى بىغيرتى و سستى مىباشد .
هامش
( 1 ) - ( اصول كافى - جلد 1 - صفحه 449 ) .
( 2 ) - هيچ حميّتى به بهشت نمىرود مگر حميّت حمزه بن عبدالمطلب ، زمانى كه در داستان شكمبهاى كه بر سر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ريختند ، به حمايت از او خشم كرد و مسلمان شد . ( وسايل الشيعه - جلد 11 - صفحه 297 ) .