تعصب ممدوح
لجاجت در اثبات مطلب درست ، شايسته نيست و تاكيد و اصرار آدمى براى اثبات عقيدهء خود يا هر عقيدهاى كه به صداقت آن اطمينان دارد مذموم است و چه بسا آدمى را به تاريكىهاى ظلمانى بكشاند .
قال على عليه السلام :
« لامَرْكَبَ اجْمَحُ مِنَ اللِّجاجِ » « 1 »
انسان مىبايست افكار و عقايد خود را در باره هر چيزى ، كلى ننگارد ، و جائى را براى امكان خدشه و ايراد باز گذارد . دستور به بيان « انشاء اللَّه » در پى ارادهاى كه متعلق به آينده است همين مطلب را متذكر مىشود . زيرا چه بسا خواست خداوند غير خواست بشر باشد و طبعاً در اين موارد خواست خدا محقق مىشود .
ولى تعصب در امورى كه جزء ارزشهاى دينى محسوب مىشوند نه تنها مورد نكوهش نيست بلكه پسنديده و ممدوح است . انسانى كه عقيدهاى با تفكّر و تدبّر به دست آورده است نبايست هر لحظه او را در معرض تاخت و تاز عقايد فاسد و به ظاهر مزّين قرار دهد ، بلكه مىبايست با استفاده از برهان و دليل كافى در اثبات عقيدهء خويش بكوشد .
داستان شكمبه در صدر اسلام از سياهترين صفحات تاريخ جاهليّت عرب است كه به وسيله مشركان و شخص ابوجهل رقم خورده است . به اين واقعه حزن انگيز به نقل از امام صادق عليه السلام توجه كنيد :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در مسجد الحرام بود ولباسهاى نو پوشيده بودند . مشركان شكمبهء شترى را بر او افكندند و لباسهاى او را آلوده ساختند . فقط خدا مىداند كه پيامبر چقدر از اين عمل آنها ناراحت گرديد . حضرت نزد ابوطالب آمد و فرمود :
عمو موقعيت مرا در ميان خود چگونه مىبينيد ؟ ابوطالب گفت : برادرزاده چه شده
هامش
( 1 ) - مركبى سركشتر از لجاجت و ستيزه جوئى نيست . ( غرر الحكم ) .