آگاه مىساخت تا اينكه روزى به خود آمد و براى اداء تكليفش الاغ را فروخت و آنچه وظيفهاش بود اداء كرد و سرفههاى ظالم را وقعى ننهاد .
قرآن كريم در مورد وظيفه مبلغان الهى چنين مىفرمايد :
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً »
« 1 »
و در آيهء ديگر خطاب به علماء يهود كه حقايق را تحريف كردند مىفرمايد :
« . . . فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ »
« 2 »
گويند : مرحوم مجلسى روزى به احمدشاه نامه نوشت و در ضمن نامه آورده بود : شهريارا خداوند دو چيز را به من نداده است و آن دو عبارتند از : خوف و طمع .
همانطوركه گفتيم ترس از خدا مقتضاى علم به او و علم به خداوند معلول شناخت نفس است ، و آن كس كه آگاه به خود است ، طبعاً عالم به عظمت خداوند بوده و بايستى بسيار بيشتر از او بهراسد .
و از آنجا كه مراد از خوف ، خوف عملى است و نه لفظى ؛ مىبايست هيچگاه در دايرهء گناهان پاى ننهد و خود را آلوده ننمايد . او بايد در آنچه از عذاب عالم غير عامل مىداند انديشه كند و بهراسد .
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« انَّ اهْلَ النَّارِ لَيَتَأذُّونَ مِنْ ريحِ العالِمِ التّارِكِ لِعِلْمِه » « 3 »
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
« مَرَرْتُ لَيْلَةً اسْرى بى بِاقْوامٍ تُقْرِضُ شِفاهُهُمْ بِمَقاريضَ مِنْ نارٍ ،
هامش
( 1 ) - ( احزاب - 39 ) پيامبران پيشين ، كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند و تنها از او مىترسيدند و از هيچكس جز خدا واهمه نداشتند همين كافيست كه خداوند حسابگر اعمال آنهاست .
( 2 ) - ( مائده - 44 ) از مردم نترسيد و از من بهراسيد و آيات مرا به بهاى ناچيز نفروشيد و آنها كه به احكامى كه خدا نازل فرموده حكم نمىكنند ، كافرند .
( 3 ) - همانا اهل آتش از بوى عالم بىعمل در آزارند . ( بحارالانوار - جلد 2 - صفحه 34 ) .