« أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ »
« 1 »
آنچه در اين ميان پسنديده است جمع كردن اين دو با هم مىباشد بهطورىكه عوارض فاسد هر دو زدوده شود ، و لذا خوف آدمى بايد در حدى باشد كه نااميدى از رحمت را به دنبال نياورد و اميدوارى او ايمنى را ايجاد نكند .
قال الصادق عليه السلام :
« ارْجُ اللَّهَ رَجاءً لا يُجَرِّئُكَ عَلى مَعاصيهِ وَخَفِ اللَّهَ خَوْفاً لا يُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِه » « 2 »
از آنجا كه بين خوف و رجاء بودن نقش مهمى در تكامل انسان و قرب به معبود دارد ، و عالىترين نمود بندهء حقيقى خدا محسوب مىشود ، آيات و روايات زيادى به آن پرداختهاند .
در سوره سجده ، بعد از مدح و ستايش مؤمنى كه عبادت شبانه او ترك نمىشود ، بيم و اميد ، نيز بهعنوان وصف مؤمن شمرده شده است .
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ »
« 3 »
در سورهء زمر ، نيز خداى متعال ، سخن از انسانى به ميان آورده است كه تنها به سود خود مىانديشد . آن لحظه كه منافعش به خطر مىافتد خدا را مىخواند و بعد از رسيدن به ساحل باز هم خداوند را فراموش مىكند . خدا در اين سوره چنين انسانى را با كسى كه در دل شب با خوف و رجاء به عبادت حق مىپردازد ، مقايسه نموده و مىفرمايد : تنها عاقلان فرق اين دو را درك مىكنند .
هامش
( 1 ) - ( اعراف - 99 ) آيا آنان خودشان را از مكر خدا در امان مىدانند ، در حالى كه جز زيانكاران كسى خود را از مكر او در امان نميداند .
( 2 ) - به خدا اميدوار باش ، اميدى كه تو را به معصيت نكشاند و از او بترس ، ترسى كه تو را از رحمت خدا مأيوس ننمايد . ( بحارالانوار - جلد 70 - صفحه 384 ) .
( 3 ) - ( سجده - 16 ) پهلوهايشان از بسترها دور مىشود و پروردگار خود را با بيم و اميد مىخوانند و از آنچه به آنها روزى دادهايم ، انفاق مىكنند .