اندك باقى نمىماندند .
گر حكم شود كه مست گيرند * در شهر هر آنكه هست گيرند
خداى متعال بهواسطه حكمتهائى كه تنها برخى از آنها بر ما روشن است ، زندگانى انسان را در زمانى كه نزد خودش معين است تضمين فرموده و مرگ او را به تاخير مىاندازد .
برخى از علل تأخير عذاب عبارتند از :
1 - مهلت براى توبه .
2 - اتمام حجت .
3 - استدراج و غرق بيشتر در گناه .
4 - امكان وجود نسل سالم از عاصى .
5 - بقاء شرايط امتحان براى ديگران . و . . .
رحمت الهى اقتضاء مىكند كه با ديدن گناه بنده ، عذابش را فرو نفرستد و راه توبه و انابه را بر مخلوقش نبندد . و البته اگر اين مخلوق پا را از حد فراتر گذارد و راه بازگشت را بر خود ببندد ، ممكن است بهواسطه حسناتى كه مرتكب شده بقاء بيشتر بيابد تا در مقابل زدودن حسنات ، معاصى بيشترى نموده و بيشتر در گرداب معصيت فرو رود و در صحنهء قيامت چيزى نياورده باشد .
از سوى ديگر قابل انكار نيست كه از نسل انسانهاى فاسق ، چه بسا كسانى پا به حيات بگذارند و جامعهاى را آسايش و بلكه تعالى بخشند .
لذا او با اينكه نسل معاصرش را آزار مىدهد ، بايد بماند تا بلكه در صلب او كسى پا به گيتى گذارد و جامعهاى را حيات بخشد .
خداى متعال به پيامبرش دستور مىدهد كه در مقابل كردار و گفتار مشركان صبور باش و آنها را به حال خود واگذار .