وقتى انسان از مكر خدا خود را ايمن بداند در واقع خود را از امتحان ايمن دانسته و بلاها را مكر نمىداند .
و لذا هرگز به فكر اصلاح خويش بر نمىآيد و راه سعادت را نمىيابد .
در پايان اين بخش از بحث ، لازم است گفته شود ايمنى از مكر خدا و يأس از رحمت او دو وصف متضاد مىباشند و دو حاصل متضاد دارند .
نتيجهء ايمنى اميد نابجا و حاصل يأس نااميدى و خوف مطلق است و هر دو از بزرگترين گناهان كبيره بوده و لذا حدى بين آن دو و حالتى كه عموماً از آن به ( بين خوف و رجاء ) تعبير مىنمايند ، پسنديده است .
عوامل ايمنى
انسان وقتى به عظمت خالق هستى مىانديشد و خود را در ميان مخلوقاتش ذرهاى بىمقدار مىبيند و حيات خود را در قبضهء قدرت او مىداند . و از سوى ديگر اين همه خطا و لغزش را از بندهء صغير مشاهده مىكند و در مقابل آن خالقش را صابرتر از هر صابرى و حليمتر از هر بردبارى مىنگرد ، ممكن است به ذهن وى تبادر شود كه خدا ، هرگز عاصى را عذاب نمىنمايد ، و اين همان ايمنى از مكر الهى است .
« وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 1 »
بر كره خاكى ، بسيار كم هستند كسانى كه هيچگاه مرتكب گناهى نشده باشند و لذا اگر هر گنهكارى را فوراً عقوبت دهند ، دامن بسيارى را مىگرفت و جز عدهاى
هامش
( 1 ) - ( نحل - 61 ) و اگر خداوند خلايق را بخاطر گناهشان مجازات كند ، جنبدهاى بر زمين باقى نخواهد گذارد ، ولى آنها را تا زمان معينى بهتأخير مىاندازد ، امّا هنگامى كه مرگشان فرار رسد نه لحظهاى تأخير مىكنند و نه لحظهاى پيشى مىگيرند .