« اين خوب بدعتى است ؛ البته كسانى كه اكنون خوابند ، از اينها بهتر هستند . ( چرا كه آنان پايان شب و اينها اول شب نماز مىخوانند ) . »
ابن اثير نيز مىگويد : « پيامبر نماز جماعت تراويح را سنت قرار نداده بود ؛ و مردم را بر نماز تراويح جمع نكرده بود ؛ و در زمان ابو بكر نيز چنين نمازى به جماعت خوانده نمىشد ؛ عمر چنين كرد و به همين جهت آن را بدعت ناميد . ولى البته اين سنت است ؛ چرا كه پيامبر خدا فرموده است : بر شما باد سنت من و سنت جانشينان هدايتگر پس از من ( عليكم بسنتى و سنته الخلفاء الراشدون من بعدى ) ، و نيز فرمود : به ابو بكر و عمر كه پس از من مىآيند ، اقتدا كنيد . ( اقتدوا باللذين من بعدى ابى بكر و عمر ) . » « 1 »
بحث از رواياتى كه « نهاية » آورده است ، به تفصيل خواهد آمد . چنين اخبارى در زمانى كه هنوز « خلفاى راشدين » نبودهاند و اين اصطلاح وجود نداشته است ، جاى تأمل دارد .
برخى ديگر ، به توجيهات ديگرى دست زدهاند . مثلا ابن ابى الحديد مىگويد :
« بدعت دو معنى دارد ، مخالف كتاب و سنت كه قطعا از آن نهى شده است و بدعتى كه كتاب و سنت از آن چيزى به ميان نياورده است . مراد عمر از بدعت ، نوع دوم است . » « 2 »
ابن حجر هم در « فتح البارى » مىگويد : « بدعت يعنى چيزى جديد . و شرعا در برابر سنت بوده و لذا مذموم است ؛ ولى تحقيق آن است كه بدعت مىتواند از نظر شرعى ، نيك شمرده شود ؛ و يا عنوان زشتى به خود بگيرد و قبيح گردد ، پس
هامش
- ص 259 ؛ كنز العمال ، ج 8 ، ص 408 ، ش 23466 ؛ ر . ك : شرح صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 155 .
( 1 ) - نهاية ابن اثير ، ج 1 ، ص 107 .
( 2 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 12 ، ص 284 .