خودش مباح بوده و به احكام خمسه قابل تقسيم است . » « 1 »
بطلان اين كلام بر هيچ كس پوشيده نيست ؛ زيرا توجيه كلام عمر ، به چيزى كه هيچكس به آن معتقد نيست درست نيست . عبادات واجب و مستحب ، نزد همهى مذاهب اسلامى ، توقيفى هستند و هرگونه تغيير در آنها بدعت حرام است .
ابن تيميه نيز در توجيه كلام عمر ، آورده است كه مراد عمر ، بدعت لغوى است نه بدعت شرعى ؛ زيرا مسلمانان زمان پيامبر ، نماز تراويح مىخواندند و پيامبر يكى دو شب با مردم نماز تراويح مىخواند ؛ بعدا پيامبر ترسيد كه مبادا مردم بپندارند نماز تراويح واجب است ، آن را ترك نمود و عمر اين كار را اقامه كرد ؛ براى امامت نماز ، امام معين نمود و مسجد را روشن كرد . چنين كارى ، يعنى امام معين كردن و چراغ روشن كردن تازه بود و لذا عمر آن را بدعت ناميد .
رواياتى كه ابن تيميه به آن استناد جسته است ، مطرح خواهيم نمود ، اما اينكه عمر به خاطر چراغ روشن كردن نماز جماعت تراويح را بدعت ناميده باشد ؛ پذيرفتنى نيست . چه اينكه چراغ روشن كردن ، دخالتى در عبادت ندارد تا در بدعت و عدم آن تأثيرگذار باشد . بدعت ، به تشريع عبادت غير مشروع متعلق است نه روشن كردن چراغ و غير آن ؛ كه اگر غير اين باشد بايستى تغيير لباس و قيافه بدعت محسوب شود !
استدلال اهل سنت بر نماز تراويح
چنان كه از مباحث پيش گذشت ، فقهاى اهل سنت به كار عمر استناد جستهاند ؛ در حالى كه براساس مبانى خودشان ، استناد به عمل صحابه براى بيان حكم شرعى ، كفايت نمىكند .
اما در پاسخ اين پرسش كه چرا عمر اين عبادت را تشريع نموده است ، به روايات
هامش
( 1 ) - فتح البارى ، ج 4 ، ص 219 .