تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
ضعيفى استناد جسته‌اند كه در برخى كتابهاى روايى اهل سنت آمده است ؛ اين روايات عبارت است از : 1 - عروه از عايشه نقل كرده است : « شبى در دل شب پيامبر در مسجد نماز خواند و مردم با نماز او نماز خواندند . صبح مردم باهم درباره‌ى آن نماز صحبت كردند و شب بعد ، جمعيت زيادى در مسجد جمع شدند و با پيامبر نماز خواندند ؛ شب سوم نيز جمعيت بيش‌تر شد و پيامبر با آنان نماز خواند ؛ شب چهارم پيامبر تا سپيده نيامد ؛ وى پس از اقامه نماز صبح گفت : من ترسيدم كه گمان كنيد نماز شب واجب است و نتوانيد آن را اقامه كنيد . پيامبر از دنيا رفت و مسأله همين‌طور بود . » « 1 » سند و دلالت اين دسته روايات ، در نهايت ضعف است . از بحث سندى آنها كه بگذريم ، دلالت اين روايات نيز مخدوش است ؛ زيرا معيار جايز بودن و جايز نبودن عبادت ، توجه كردن و نكردن مردم نيست ؛ اگر نماز تراويح به جماعت جايز است ، چه مردم استقبال كنند يا نه ، بايد پيامبر تشريع مىنمود و كم و زياد مردم تأثيرى نمىگذاشت . ثانيا : در شريعت اسلام ، نمازهاى يوميه نيز مشروط به جماعت نيست ، چگونه پيامبر از اين نترسيد كه مردم گمان كنند نماز يوميه به جماعت واجب است و آن را همواره با مردم مىخواند . اگر ترس پيامبر از اين بود كه مبادا مردم تصور كنند نماز تراويح به جماعت واجب است ، همين ترس در نمازهاى يوميه و ديگر نمازها هم بود . ثالثا : در اين روايات ، هيچ اثرى از كيفيت اين نماز ، تعداد ركعات آن ، زمان ادا و . . . نشده است ؛ ولى آنچه اهل سنت انجام مىدهند ، نمازى معين با ركعاتى مشخص است كه اگر كسى اصل آن را در زمان پيامبر بپذيرد ، كيفيت آن را قطعا بايد بدعت تلقى كند .
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 222 و ج 2 ، ص 252 .