به او اعتراض كرد و گفت : و اللّه ما حدث امر و لا قدم عهد و لقد عهدت نبيك يصلى ركعتين . « 1 »
« به خدا چيز تازهاى و عهد جديدى پيش نيامده و تو پيامبر را درك كردى كه نماز را دو ركعتى مىخواند . »
عبد الرحمن بن عوف نيز خودش دو ركعتى خواند و نزد عثمان آمد و به او اعتراض كرد و به وى گفت : مگر در همين مكان با پيامبر و ابو بكر و عمر دو ركعتى نخواندهاى ؟ پس چرا چنين كردى ؟ عثمان پاسخ داد : در سال گذشته شنيدم عدهاى از نماز ما چنين برداشت كردهاند ، نماز چه براى مسافر و چه مقيم همه دو ركعت است ؛ از طرفى من بهخاطر اينكه در « مكه » ازدواج كردهام و در « منى » زمين دارم و در « طايف » ملك دارم ، نماز را چهار ركعتى خواندم ، تا آنها تصور نكنند كه نماز دو ركعت است . عبد الرحمن گفت : اينها عذر نيستند ، تو ساكن اينجا نيستى و نمازت دو ركعتى است ؛ علاوه اينكه اين شبههى تازهاى نيست ؛ پس چرا پيامبر و ابو بكر و عمر چنين نكردند . « 2 »
مالك در « موطأ » آورده كه پيامبر و ابو بكر و عمر در منى ، نماز چهار ركعتى را ، دو ركعت خواندهاند ؛ عثمان نيز چنين كرد ؛ ولى پس از مدتى چهار ركعتى خواند . « 3 »
كتابهاى معتبر حديثى نيز همين مطلب را نقل كردهاند . « 4 »
ترمذى از ابن مسعود نقل كرده است كه صليت مع النبى بمنى ركعتين و مع ابى بكر و مع عمر و عثمان ركعتين صدرا من امارته . « 5 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 322 .
( 2 ) - ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 322 .
( 3 ) - مغنى ابنى قدامة ، ج 3 ، ص 482 .
( 4 ) - ر . ك : صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 146 ؛ سنن ترمذى ، ج 2 ، ص 183 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ، ص 354 و ج 2 ، ص 56 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 140 و ج 3 ، ص 144 و 168 .
( 5 ) - سنن ترمذى ، ج 2 ، ص 183 .