شماست ، اين صدقه را بپذيريد . بنابراين قصر صدقه است ، و كسى نخواهد اين صدقه را بپذيرد ، چهار ركعت مىخواند .
اين استدلال منطقى به نظر نمىرسد ، بلكه در غايت ضعف است ؛ چون انسان در پذيرفتن و عدم پذيرفتن صدقه از انسان ، آزاد است ؛ زيرا پذيرش صدقه از انسان ممكن است با خوارى همراه باشد . ولى در پذيرش صدقهى خداوند ، چنين چيزى نيست ، بلكه صدقه خداوند منّت خدا بر بندگان است .
علاوه اينكه نپذيرفتن صدقه ، چهبسا اهانت به اعطاكننده محسوب شود . مضافا اينكه با اين برداشتهاى ذوقى ، نمىتوان حكم الهى را اثبات نمود .
از اينها گذشته ، در پايان همين روايت ، پيامبر مىفرمايد : صدقهى خدا را بپذيريد ، و اين نكته كه با صيغه امر « فاقبلوا الصدقته » بيان شده ، دلالت بر وجوب پذيرش مىكند .
3 - حديثى از عايشه نقل شده كه مىگويد : با پيامبر عمره رمضان بجا آوردم .
زمانى كه وارد « مكه » شدم ، به پيامبر گفتم : تو نماز شكسته خواندى و من تمام خواندم ؛ تو افطار كردى و من روزه گرفتم ؛ پيامبر فرمود : احسنت . « 1 »
ابن قدامه ، در پايان استناد به اين روايت مىگويد : « اين حكم صريحى است . » « 2 »
ابن قيم الجوزيه مىگويد : از ابن تيميه شنيدم كه نمىپذيرفت و مىگفت : اين حديث دروغ است كه به عايشه نسبت داده شده است و عايشه بر خلاف رسول خدا و ديگر اصحاب نماز نخوانده است . درست نيست كه عايشه ، پيامبر و اصحاب را ببيند كه آنان نماز را شكسته مىخوانند و خودش بر خلاف آنها نماز بخواند . « 3 »
هامش
( 1 ) - سنن نسايى ، ج 3 ، ص 122 ؛ سنن الكبرى بيهقى ، ج 3 ، ص 142 .
( 2 ) - مغنى ابنى قدامة ، ج 2 ، ص 108 .
( 3 ) - ر . ك : نيل الاوطار ، ج 3 ، ص 249 .