ابن حزم در « محلى » نيز همين عقيده را دارد . « 1 »
دلايل اين گروه بر اين ادعا عبارت است از :
1 - زيد بن ثابت مىگويد : « من سورهى نجم را بر رسول خدا خواندم ، و وى سجده نكرد . » « 2 »
2 - در « صحيح بخارى » آمده است : « عمر روزى در خطبهى نماز جمعه ، سورهى نحل را خواند و مردم سجده كردند . هفتهى بعد آن را خواند و به مردم گفت : هركه سجده كند به ثواب رسيده و آنكه سجده نكند ، چيزى بر او نيست و خود عمر سجده نكرد . عمر اين را در حضور جمع بسيارى گفت و كسى آن را انكار نكرد . » « 3 »
3 - گفته شده كسى نزد پيامبر آيهى سجده را خواند و او سجده نمود ، ديگرى همان را خواند و پيامبر سجده نكرد و فرمود : تو پيش از ما بودى اگر تو سجده مىكردى ، ما هم سجده مىكرديم . كنت امامنا ( اماما ) فلو سجدت سجدنا . « 4 »
برخى وجوب سجدهى تلاوت را مشروط به اين نمودهاند كه قارى شايستگى امامت داشته باشد . آنان به اين خبر استناد كردهاند . « 5 »
4 - آيهى شريفه انشقاق ، نشانگر وجوب سجده نيست ؛ زيرا آيه دربارهى كفار بوده و مراد آن بىاعتقادى به قرآن است . آيه مىفرمايد : كفار ايمان ندارند و اعتقاد به سجده ندارند .
با اين وصف كه اساس سجده مستحب است ، خواندن آن در نماز جايز است ؛ و سجده پس از شنيدن و يا خواندن آن در حال نماز هم جايز خواهد بود .
اين دلايل ، وجيه به نظر نمىرسند زيرا :
هامش
( 1 ) - المحلى ، ج 5 ، ص 106 .
( 2 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 33 .
( 3 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ؛ ص 34 .
( 4 ) - المصنف صنعانى ، ج 3 ، ص 346 ؛ تلخيص الحبير ، ج 4 ، ص 189 .
( 5 ) - مغنى ابنى قدامه ، ج 1 ، ص 653 .