نيز از وى نقل شده است كه على بن ابى طالب فرمود :
بعثنى رسول اللّه فى هدم القبور و كسر الصور . « 1 »
« رسول خدا مرا فرستاد تا قبرها را صاف و بتها را بشكنم . »
همچنين نقل شده كه جعفر بن محمد ( صادق ) فرمود :
ان النبى نهى عن يزاد على القبر تراب لم يخرج منه . « 2 »
« پيامبر نهى كرد از اينكه بر قبر خاكى افزوده شود كه از آن خارج نشده است . »
از موسى بن جعفر ( كاظم ) نيز نقل شده است كه :
لا يصلح البناء عليه و لا الجلوس و لا تجصيصه و لا تطيينه . « 3 »
« بناى بر قبر و نشستن بر آن و گچكارى و بنايى آن درست نيست . »
هرچند اين احاديث از اشكالات سندى و متنى مبرا نيستند ، ولى دستاورد آنچه از مجموع آنها به دست مىآيد ، كراهت ساخت بناى بر قبر و ارتفاع آن بيش از يك وجب است و البته همين مطلب به عنوان فتوا در فتاواى فقهاى شيعه به صراحت آمده است .
بىشك قبر اولياء خدا ، به جهت اينكه اينان خويشان پيامبر هستند و قبر آنان جايگاه راز و نياز مردم با خداست ؛ از اين حكم خارج هستند . چه اينكه عبادت خداى متعال در هر مكان مباحى ، جايز بوده و همهى مكانها متعلق به اوست .
شافعى مىگويد : « نوشتن چيزى بر قبر مكروه است ، چه قرآن بنويسند و چه غير آن ؛ مگر اينكه قبر از آن انسان عالم و شايستهاى باشد ، در اين صورت نوشتن اسم او بر قبر ، تا اينكه شناخته شود ، مستحب است . » « 4 »
هامش
( 1 ) - وسايل الشيعة ، ج 2 ، 870 .
( 2 ) - وسايل الشيعة ، ج 2 ، ص 864 .
( 3 ) - وسايل الشيعة ، ج 2 ، ص 869 .
( 4 ) - الفقه على المذاهب الاربعة ، ج 1 ، ص 536 .