روايات ديگرى كه مستند فتواى ابن تيميه واقع شده است ، رواياتى است كه گچكارى روى قبر را جايز نمىداند .
جابر از رسول خدا نقل كرده است كه وى از گچكارى قبر و نشستن بر آن و ساختن بنابر آن نهى كرد .
نهى رسول اللّه ان يجصّص القبر و ان يقعد عليه و ان يبنى عليه . « 1 »
در پاسخ اين دسته روايات ، مىتوان گفت اولا : نهى در اين روايات اعم از نهى تحريمى است ؛ و شامل نهى كراهتى هم مىشود . كما اينكه همهى فقها اهل سنت ، معتقدند كه بناى بر قبر بدون قصد زينت و در غير زمين عمومى ، مكروه است ، و البته حنبلىها حتى در اين موارد هم مكروه مىدانند . « 2 »
ثانيا : اين روايات ، از قبر بزرگان دين منصرف هستند ؛ زيرا بناى بر قبر آنان به خاطر تعظيم شعائر است . چنين بنايى براى گسترش دين و عبادت خدا ساخته مىشود .
برخى نيز به روايت زير از پيامبر خدا توجه كردهاند .
لا تتخذوا قبرى قبلة و لا مسجدا ، فان اللّه لعن اليهود حيث اتخذوا قبور انبيائهم مساجد . « 3 »
« قبر مرا قبله و مسجد قرار ندهيد ، خدا يهود را به اين جهت كه قبر پيامبرانشان را مسجد قرار داده بودند ، لعن كرد . »
اين روايت كه در كتابهاى شيعى و سنى وارد شده است ، دلالتى بر موضوع ندارد ؛ آنچه اين روايت بيان مىكند ، اين است كه قبر ، قبله نشود و در برابر كعبه قرار
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 62 ؛ سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 473 ؛ سنن ترمذى ، ج 2 ، ص 208 ؛ سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 216 .
( 2 ) - الفقه على المذاهب الاربعة ، ج 1 ، ص 536 .
( 3 ) - مسند احمد ، ج 2 ، ص 246 ؛ وسايل الشيعة ، ج 2 ، ص 887 .