روزنهاى در آن قرار داد . مردم از همان روزنه خاك قبر را برمىداشتند تا اينكه روزنه را هم مسدود كردند . « 1 »
سمهودى به نكات مهم ديگرى در اين باره پرداخته و مىگويد : « عمر قباطى ( پارچهاى كه در مصر مىبافتند ) بر قبر پيامبر انداخت . » « 2 »
همچنين وى مىافزايد : « ديوار قبر پيامبر در زمان عمر بن عبد العزيز ويران شد و وى آن را بازسازى كرد . » « 3 »
مستندات ابن تيميه
نه تنها آيهاى در قرآن كه نشانگر جايز نبودن بناى بر قبر باشد ، وجود ندارد ، بلكه چنان كه از آيهى كهف گذشت جايز بودن بناى بر قبر ، در قرآن آمده است . تنها چيزى كه مىتوان به عنوان مستند فتواى ابن تيميه يافت ، رواياتى كلى از پيامبر و على بن ابى طالب است كه نقد و بررسى خواهد شد .
از على بن ابى طالب نقل شده است كه رسول خدا به او فرمود : كداميك از شما به « مدينه » مىرود و بتى رها نكند ، مگر اينكه آن را بشكند ، قبرى ترك نگويد ، مگر اينكه مساويش كند و مجسمهاى ترك نكند ، مگر اينكه آلودهاش كند .
ايكم ينطلق الى المدينة فلا يدع بها و ثنا الا كسره و لا قبرا الا سوّاه و لا صورة الا لطخها .
يكى گفت من مىروم ، وى رفت ولى از مردم « مدينه » ترسيد و بازگشت ، على بن ابى طالب اجازه رفتن خواست و گفت : انا انطلق يا رسول اللّه ، على رفت و وقتى
هامش
( 1 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 2 ، ص 544 .
( 2 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 2 ، ص 546 .
( 3 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 2 ، ص 545 .