تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
الصبر الا عنك . « 1 » - روزى عمر در مسجد النبى ، از كسى شنيد كه على بن ابى طالب را بدگويى مىكند ، عمر به وى گفت : واى بر تو ! على را مىشناسى ؟ صاحب اين قبر پسر عموى اوست . ويحك ا تعرف عليا ؟ هذا ابن عمه . سپس به قبر پيامبر اشاره كرد و خطاب به همان شخص گفت : به خدا سوگند به جز صاحب اين قبر را نيازردى . و اللّه ما اذيت الا هذا . « 2 » - عمر بن ذر چون خبر مرگ پسرش را كه او نيز « ذر » نام داشت ، شنيد ؛ كنار جنازه‌اش آمد و گفت : رحمك اللّه يا ذرّ لقد شغلنى بكائك عن البكاء عليك و الحزن لك عن الحزن عليك . « خدا به تو رحم كند اى ذرّ ! گريه براى آنچه در قيامت در پيش دارى ، مرا از گريستن به خاطر جدايى از تو بازداشته و اندوهگين شدن براى آنچه در قيامت در پيش دارى ، مرا از دلتنگى به خاطر جدايى بازداشته است . » همچنين وقتى او را به خاك سپرد ، كنار قبر او ايستاد و دعايش كرد . « 3 » - نيز آمده است كه عثمان كنار قبرى مىآمد و چنان گريه مىكرد كه محاسنش تر مىشد ؛ وقتى به او مىگفتند چرا گريه مىكنى ، مىگفت : قبر ، نخستين خانه از منزلگاه‌هاى آخرت است . « 4 » علاوه بر آنچه گذشت ، رواياتى از پيامبر نقل شده كه ايشان به صراحت تشويق به زيارت قبر خويش مىنمود . مانند : عن عبد اللّه بن عمر قال رسول اللّه : من زار قبرى وجبت له شفاعتى . « 5 »
هامش
( 1 ) - دستور معالم الحكم ابن سلامة ، ص 198 . ( 2 ) - فيض القدير ، 6 ، ص 24 . ( 3 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 45 ، ص 30 ؛ وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 441 . ( 4 ) - كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 90 . ( 5 ) - كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 250 ؛ تفسير در المنثور ، ج 1 ، ص 237 .