مىداد : السلام عليكم دار قوم مؤمنين ، و انا انشاء اللّه بكم لاحقون . « 1 »
« سلام بر شما اهل خانهى ايمان ! ما به خواست خدا به شما مىپيونديم . »
- همچنين آمده است كه پيامبر قبر مادرش را زيارت كرد و كنار آن گريست و فرمود :
استأذنت ربّى فى ان ازور قبرها ، فأذن لى ، فزوروا القبور فانها تذكّر ( كم ) الموت . « 2 »
« از خدا اجازه خواستم كه قبرش را زيارت كنم ؛ خدا به من اجازه داد ؛ شما نيز به زيارت قبور رويد كه آخرت را به خاطر شما مىآورد . »
- گفته شده پيامبر هنگام خاكسپارى فرزندش ابراهيم ، كنار قبر او ايستاد و با او حرف مىزد . صحابه پيامبر و از جمله عمر در كنار او به صداى پيامبر گوش مىدادند و مىگريستند . « 3 »
- ابن عساكر به نقل از « اسد الغابه » نيز آورده است : « بلال نزد قبر پيامبر آمد و بر قبر مىگريست و صورتش را به خاك قبر مىغلتاند . حسن و حسين آمدند و او را بغل كردند و بوسيدند . » « 4 »
- روزى عمر بر منبر « جنات عدن » را توصيف مىكرد ، سپس كنار قبر پيامبر آمد و گفت : جنات عدن بر تو گوارا باد اى صاحب قبر . هنيئا لك يا صاحب هذا القبر . « 5 »
- على بن ابى طالب بر قبر پيامبر گريه مىكرد و مىگفت : يا رسول اللّه ما احسن
هامش
( 1 ) - سنن بيهقى ، ج 4 ، ص 87 ؛ صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 150 ، سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 87 ؛ سنن نسايى ، ج 1 ، ص 94 ؛ موطأ ، ج 1 ، ص 28 .
( 2 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 65 ؛ سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 501 ؛ سنن ابى داوود سجستانى ، ج 2 ، ص 87 ؛ سنن نسانى ، ج 4 ، ص 90 .
( 3 ) - السيرة الحلبية ، ج 3 ، ص 396 .
( 4 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 7 ، ص 137 .
( 5 ) - مجمع الزوايد ، ج 9 ، ص 54 ؛ المصنف ابن ابى شيبة ، ج 8 ، ص 80 .