كسى كه او از سوى خدا اجازه دارد .
ثانيا : انسان اجتماعى است و از صبح تا شام خواستههايش را صدها تن انجام مىدهند ؛ و خداوند خود به رفع نياز نيازمندان دستور مىدهد . اگر هر نوع درخواستى از هركسى شرك باشد ، پس بايد همه مشرك باشند !
به بيان ديگر ، دايرهى شرك چنان گسترده نيست كه هر اعلامنيازى را شامل شود ؛ آرى ، درخواست از هر چيز و كسى در برابر خدا ، شرك خواهد بود .
8 - درخواست شفاعت از مرده باطل است ، چون ميت توان انجام كارى را ندارد .
اين سخن سخيفتر از آن است كه مورد بررسى قرار گيرد ؛ زيرا اين ديدگاه ، يك عقيده ماديست و نه اسلامى . انسان مركب از جسم و روح است ؛ جسم اگر برود ، روح الهى او هست و تا زمان معينى كه خدا اراده كند خواهد بود . تمسك مسلمانان به پيامبر ، تمسك به جسم او نيست ؛ به روح اوست كه هم مىبيند و هم مىشنود .
9 - مشمول شدن گنهكاران و ناديده گرفتن بىگناهان ، نوعى بىتوجهى به آنان محسوب مىشود ؛ در حالى كه آنان مىبايست بيشتر مورد دلجويى قرار گيرند .
اين شبهه را با تعريفى كه از شفاعت مطرح كرديم پاسخ گفتيم . شفاعت فقط به معناى كاهش بار عذاب يا از ميان رفتن آن نيست تا خاص اهل گناه شود ، بلكه به معناى ارتقا رتبه نيز مىباشد و لذا نيكوكاران نيز مىتوانند از آن بهره برده و موقعيت خود را نزد خداى متعال بالا برند .
10 - اگر كسى شايستگى شفاعت دارد ، چرا خدا مستقيما او را نمىبخشد و چه نيازى است كه خدا شفاعت خود را با واسطهى شافعان انجام دهد ؟
اين ايراد هم صحيح نيست ؛ زيرا كه شفاعت ، دو نعمت از سوى خداست ؛ نعمتى به شفاعت شده ، تا وى از بار گناهانش نجات يابد ؛ و نعمتى به شفاعت كننده ، تا خدا مقام او را در برابر انسانها و در صحنه پراضطراب قيامت به آفريدههاى خود نشان دهد .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٥٢