برائت او صادر گردد و اين دو حكم متعارض است .
در پاسخ اين شبهه مىتوان گفت كه خداوند خداى رحمت است و رسول او رحمة للعالمين است . اگر عذابى دارد ، اين عذاب مشروط به نيامرزيده شدن است و اگر به سببى از اسباب ، بخشش حاصل شد ، حكم عذاب منتفى مىشود ؛ لذا حكم عذاب ، حكم قطعى نيست . علاوه اينكه حكم عذاب ، حكم عادلانه است ، ولى حكم بخشش و رحمت ، حكم منشعب از رحمت و شفقت خداوند است و چون هركدام از دو جايگاه مختلف صادر شده و بر دو حالت مختلف مترتب مىشوند ، متعارض نيستند .
5 - شفاعت موجب گناه بيشتر بندگان مىشود ؛ چون همينكه مؤمن بفهمد همهى گناهانش هرچند بسيار باشند ، بهواسطه شفاعت ناديده گرفته مىشود ، همين موجب مىگردد بيشتر گناه كند .
اين ايراد هم درست نيست ، زيرا اولا : شفاعت در قيامت كبرى متحقق مىشود و پيش از آن لحظات حساسى چون احتضار ، قبض روح ، شب اول قبر ، پرسش ، عذاب قبر ، حشر ، صحراى محشر و . . . را بايد پشتسر گذاشت و عاقلانه نيست كسى به اميد شفاعت در قيامت كبرى حاضر شود اين همه عذاب را بطلبد .
ثانيا : در آيات و روايات كم و كيف تاثير شفاعت مشخص نشده است ؛ گناه چگونه برداشته مىشود ؟ از چه زمانى برداشته مىشود ؟ وجود اين نكات بىپاسخ ، خود موجبى است كه كسى از برنامهى خداوند احساس ايمنى نكند و خود را در يك موهبت حتمى و بخشش قطعى نبيند .
ثالثا : همانطور كه در پاسخ پرسش قبل بيان كرديم ، مقام شفاعتشوندگان در بهشت با كسانى كه بدون نياز به آن وارد بهشت شدهاند ، متفاوت است ؛ اختلاف مقام كسانى كه نياز گستردهاى به شفاعت داشتهاند با آنان كه نياز محدودترى دارند ، نيز قابل توجه است .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٤٩