رابعا : شفاعت ، ظرفيت و به تعبير قرآن « عهد الهى » يعنى ايجاد ارتباط با معبود لازم دارد ؛ و بىآن ، كسى به شفاعت نمىرسد . بر اين اساس ، شفاعت نه تنها كسى را وادار به گناه نمىكند بلكه عامل بازدارندهاى نسبت به آينده و عامل اميدوار كنندهاى نسبت به گناهان گذشته است .
خامسا : رحمت خداوند بىكران است و تنها گناه نابخشودنى شرك است .
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
. « 1 »
« خداوند هرگز شرك را نمىبخشد و پايينتر از آن را براى هركس كه بخواهد مىبخشد . »
البته اگر مشرك در دنيا توفيق توبه يابد ، از عمومات آيات و روايات توبه مستثنى نبوده و اميد به رحمت حق دارد .
پس اگر بيان شفاعت موجب تبليغ گناه گردد ، بايستى بيان رحمت گستردهى خدا در قرآن كريم ، و رحمتى وسعت كلّ شىء و نيز بيان گسترهى عظيم براى توبه يغفر الذّنوب جميعا ، نيز همين اثر را بيافريند .
6 - چگونه ممكن است مسلمانى با گناهان عديده وارد بهشت شود و از نعمتهاى بهشتى بهره جويد ولى غيرمسلمانى كه هرگز گناهى مرتكب نشده است ، اهل آتش گردد .
در پاسخ اين شبهه بايد گفت ملاك اصلى در محاسبات قيامت ، عمل صالح نيست بلكه ايمان است ؛ ايمان ، طهارت نفس ايجاد مىكند و عمل صالح اين طهارت را ثابت نگاه مىدارد . بنابراين اگر ايمان محقق شد ، و با اين وصف كارهاى ناشايستى صورت گرفت و اين كارها به صورتى نبود كه ايمان را متزلزل سازد ؛ آن گناهان در آن عقيده نفوذ نكرده و خللى در آن ايجاد نمىنمايد .
ديگر اينكه كارهاى نيك ، آنگاه در قيامت مؤثرند كه با نيت الهى و براى خشنودى خدا صورت پذيرد . اعمالى كه با غير اين نيت انجام گيرد ، و يا در مسير
هامش
( 1 ) - نساء ، 48 .