دورى از خدا باشد ؛ مشمول پاداش و جزاى نيك نخواهد شد . فراموش نكنيم كه جزادهنده ، خداست و او كارى را مىپذيرد كه براى تقرب به خودش انجام گيرد .
پس اگر ايمان نباشد ، هر كار نيكى ، تأثير مثبت روحانى ايجاد نكرده و تنها مانند كف بر آب است .
7 - شفاعت مشروع ، شفاعتى است كه انسان بگويد خدايا پيامبر را در قيامت شفيع من گردان و حق ندارد بگويد : يا رسول اللّه شفيع من باش ؛ زيرا اين مصداق درخواست از بشر است ؛ و در قرآن ، نكوهش شده است . خداوند در نكوهش مشركان مىفرمايد اينان بتها را شفيع قرار دادهاند و مىگفتند :
. . . هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ . .
. « 1 » ؛ لذا خدا مىفرمايد :
. . . فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً
. « 2 »
در پاسخ اين شبهه نيز مىتوان گفت اولا : شرك دو ركن دارد : اعتقاد به اينكه هستى ، مدبر ديگرى غير از خدا دارد ؛ و بايستى در برابر آن مدبر خضوع شود .
هيچ كدام از اين دو ركن ، در شفاعت وجود ندارد ؛ انسان پيامبر را مدبر هستى نمىداند . و در برابر او به عنوان مدبر هستى خضوع و خشوع نمىكند . شفاعتى كه از آن نهى شده است ، شفاعت در كنار عبوديت است ؛ به اين آيه توجه كنيد :
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ . .
. « 3 »
« آنها غير از خدا ، چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه سودى مىبخشد و مىگويند : اينها شفيعان ما نزد خدا هستند . »
پس آيهى هؤلاء شفعاؤنا عند اللّه ، كه در نكوهش درخواست شفاعت مشركان از بتها نازل شده است ، خواندن كسى را در عرض خدا منع مىكند نه خواندن
هامش
( 1 ) - يونس ، 18 .
( 2 ) - جنّ ، 18 .
( 3 ) - يونس ، 18 .