زيرا مرگ هفتاد نفر از بزرگان بنى اسراييل كه نمايندگان آنان بودند ، بهانهاى براى ماجراجويان بنى اسراييل مىشد ، لذا از خداوند درخواست زندگى مجدد آنها نموده و آنان به فرمان خدا ، زنده گشتند . « 1 »
2 - بنى اسراييل بر سر قاتل كشتهاى كه جسد او را در محلهء آنان انداخته بودند ، به نزاع پرداختند . خطاب الهى رسيد كه گاوى بكشند و قسمتى از گاو را به بدن مرده بزنند تا او زنده شود و خبر از قاتل خود دهد . بنى اسراييل با لجاجت تمام اين گاو را ذبح نمودند و ميت زنده شد و قاتل خود را معرفى كرد . زندگى دوبارهى اين ميت ، دليل ديگرى است بر امكان زنده شدن مردگان در دنيا . « 2 »
3 - يكى از پيامبران « 3 » ، در يكى از سفرهاى خود به يك آبادى رسيد ، به گفتهى برخى مفسران ، اين آبادى بيت المقدس امروزى است و در پى حملهى « بخت النصر » ويران شده بود ، پيامبر خدا شهر را درهم ريخته ديد و چون نظر به اجساد مردگان و استخوانهاى پوسيدهى آنها افكند ، با خود از روى تعجب و نه انكار ، گفت ، خداوند چگونه اين مردگان را زنده مىكند ؟
خداوند متعال جان او را گرفت و پس از صد سال ، او را زنده نمود . فرشتهاى به شكل انسان سوى او آمد و از وى پرسيد : چقدر درنگ كردى ؟ او گفت : يك روز يا كمتر . به او خطاب شد بلكه صد سال درنگ كردهاى . اكنون به غذا و آب خود بنگر . . . اين داستان نيز سند ديگرى بر امكان زندگى مجدد انسان در دنيا است . « 4 »
4 - زنده كردن مردگان ، بخشى از مأموريت مسيح عليه السّلام و قسمى از معجزات وى بود .
هامش
( 1 ) - بقرة ، 55 و 56 .
( 2 ) - بقرة ، 72 و 73 .
( 3 ) - نام او را ارميا ، خضر و يا عزير گفتهاند . ر . ك : تفاسير مختلف ذيل آيه .
( 4 ) - بقرة ، 259 .