5 - ابو موسى اشعرى مىگويد : انا كنا نقرء سورة نشبّهها فى الطول و الشدة ببرائة ، فأنسيتها ، غير انى قد حفظت منها : لو كان لابن آدم و اديان من مال لا بتغى واديا ثالثا و لا يملاء جوف ابن آدم الا التراب . « 1 »
« ما سورهاى مىخوانديم كه در تعداد آيات و شدت لحن ، مانند سورهى توبه بود ؛ من آن را فراموش كردهام و تنها يك آيه از آن را به خاطر دارم كه مىفرمود : اگر انسان دو صحرا طلا داشته باشد ، صحراى سومى را هم مىخواهد . شكم آدم را چيزى جز خاك پر نمىكند . »
علماى اهل سنت اين جمله را به معناى سنت دانستهاند و گفتهاند مراد ، كلام رسول خداست نه قرآن كريم ؛ و برخى گفتهاند حديث قدسى است .
6 - گفته شده دو سورهى ديگر در قرآن بوده و حذف شده است . اين دو سوره عبارتند از سورههاى خلع و حفد و عبارت است از :
اللهم انا نستعينك و نستغفرك و نثنى عليك و لا نكفرك و نخلع و نترك من يفجرك .
هامش
- ايجاد زمينه به حكم بهترى تبديل مىشد . البته مرحوم خويى از فقهاى برجستهى شيعه تمام موارد نسخ حكم را بررسى كرده و با استدلال و برهان جز نسخ در آيهى نجوا را نپذيرفته است .
( البيان ، ص 373 ) .
- نسخ تلاوت : يعنى آيهاى نازل مىشد و سپس حذف مىگرديد ولى حكم آن مىماند .
- نسخ تلاوت و حكم : كه هم كلمات و هم حكم آيهاى حذف شده باشد .
برخى اهل سنت اين دو قسم از نسخ را پذيرفتهاند و براى آن مثالهايى مطرح كردهاند . ( ر . ك :
اضواء البيان شنقيطى ، ج 2 ، ص 451 ) ولى به نظر شيعه نسخ تلاوت باطل است ؛ زيرا تصور نمىرود آيهاى بيايد و خودش حذف شود ولى حكم آن باشد ؛ زيرا معنا تابع لفظ است و با رفتن لفظ معنا هم مىرود . ( ر . ك : البيان ، ص 285 ) . برخى اهل سنت براى قسم سوم نيز مثالهايى از جمله آيهى رجم را مطرح كردهاند ( ر . ك : اضواء البيان شنقيطى ، ج 2 ، ص 451 ) ، ولى به نظر شيعه اين قسم نيز باطل است ؛ زيرا دليلى جز اخبار واحد بر اينگونه نسخ وجود ندارد و خبر واحد نمىتواند چيزى را بر قرآن اثبات نمايد . ( ر . ك : البيان ، ص 285 ) به همين خاطر است كه اماميه و برخى از علماى معتزله و نيز عدهاى از ديگر علماى اهل سنت اين دو قسم را مصداق تحريف دانستهاند و آنها را نپذيرفتهاند .
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 100 .