دقت مسلمانان
قرآن موجب هدايت جامعهى عربى آن زمان گرديد و از عرب نادان كه در دشمنى و ستم ضرب المثل شده بود ، انسان متمدن و فرهيختهاى ساخت كه در برابر رومى و ايرانى آن زمان قد علم كرد و برترى فرهنگى خود را نشان داد . پس اهميت قرآن براى اين جامعه ، قابل انكار نيست ؛ با اين وصف ، بىتوجهى اين جامعه به قرآن و احيانا اجازهى تحريف آن ، بسيار بعيد به نظر مىرسد .
نقل حكايتهايى از دقت مسلمانان در كم و زياد نشدن چيزى از قرآن ستودنى است . گفته شده است برخى مىخواستند « واو » در آغاز آيهى زير را بردارند تا مفاد آيه ، منحصر در اهل كتاب شود ؛ و مسلمانان زراندوز را شامل نشود .
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ . .
. « 1 »
ابى بن كعب به شدت خشمگين شد و عثمان چارهاى جز پرهيز از آن نيافت . « 2 »
همچنين وقتى خليفهى دوم قصد برداشتن واو در و الذين اتبعوهم ، در آيه :
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
. « 3 »
را داشت تا منزلت رضايت الهى منحصر در انصار شود و مهاجران از ستايش اين آيه بيرون شوند ، زيد بن ثابت و نيز ابى بن كعب اعتراض كردند و مانع شدند . « 4 »
روايات تحريف
هرچند امكان تحريف را منتفى دانستيم ، ولى اخبارى از شيعه و سنت نقل شده
هامش
( 1 ) - توبه ، 34 .
( 2 ) - تفسير در المنثور ، ج 3 ، ص 232 .
( 3 ) - توبه ، 100 .
( 4 ) - تفسير در المنثور ، ج 3 ، ص 269 ؛ تفسير جامع البيان ، ج 11 ، ص 13 ؛ كنز العمال ، ج 2 ، ص 597 ، ش 4823 .