« اشكالاتى در نگارش قرآن مىبينم ، ولى عرب آن را با گويش خود اصلاح مىكند . »
ابن عباس مىگويد : حتى تستأنسوا در سورهى نور آيهى 27 ، حتى تستأذنوا بود و نويسنده اشتباه كرده است . « 1 »
عروة بن زبير از عايشه نقل كرده است كه لكن الراسخون فى العلم در سورهى نساء آيهى 162 به اين صورت بوده : لكن الراسخون فى العلم و المقيمين . . . « 2 »
همچنين گفته شده است كه واژهى لم يتسنه در آيهى 259 سورهى بقره ، لم يتسنّ بوده است . « 3 »
تمام اين ادعاها باطل و غير قابل توجه است .
نهايت اينكه همهى اين روايات ، چه سند و چه دلالت آنها مخدوش است ؛ اينها خبر واحد و غير قابل اعتناست ؛ علاوه اينكه قابل تأويل مىباشند . مثلا چهبسا سورهى احزاب با تفسير آن محاسبه شده و زياد به نظر رسيده است ، دو سورهى خلع و حفد نيز دعا هستند ، و نيز واديان و رجم نيز روايت مىباشند نه قرآن . افزون بر اينكه چگونه ممكن است آياتى از قرآن وجود داشته و جز عايشه و يا عبد الرحمن و يا عمر ، كسى از آنها آگاه نبوده باشد .
حذف دو سوره معوذتين در مصحف ابن مسعود و حذف سورهى حمد در مصحف ابى ، پذيرفتنى نيست . چه اينكه كسى قائل به تحريف افزايشى نبوده و اين نقل تاريخى نيز نادر و انتساب اين قول به ابن مسعود و ابى ، صحيح به نظر نمىرسد .
ب ) روايات شيعه
روايات نشاندهندهى تحريف در منابع شيعى به چند دسته قابل تقسيم است :
1 - دستهى اول رواياتى است كه واژهى تحريف در آنها به كار رفته است . دو نمونه
هامش
( 1 ) - تفسير جامع البيان ، ج 18 ، ص 145 و 146 .
( 2 ) - تفسير جامع البيان ، ج 6 ، ص 36 .
( 3 ) - تاريخ القرآن الكريم كردى ، ص 83 .