دلايل تحريف نشدن قرآن
هرچند مهمترين دليل عدم تحريف قرآن چنان كه گفته شد ، تدوين آن در زمان نزول است ، ولى مىتوان به نكات ديگرى نيز در اين باره اشاره كرد .
نبود مقتضى
بهترين دليل تحريف نشدن قرآن ، نبود مقتضى است ؛ زيرا نه در زمان پيامبر خدا و نه در زمان خلفا و پس از آن ، زمينهاى براى تحريف نبوده ؛ و بلكه موانع بسيارى را مىتوان بر سر راه تحريف برشمرد .
خلفا خود را جانشين رسول خدا مىدانستند ؛ آنها قرآن را كافى مىشمردند ؛ با اين وصف ، تصور تحريف قرآن از آنان نمىرود . زيرا آنان هيچ انگيزهاى براى اين كار نداشتند . علاوه اينكه تحريف آنان براى مردم پذيرفتنى نبود . اعتقاد مردم به خلفا ، اعتقادى نبود كه آنان توان تغيير قرآن را داشته باشند و مردم ساكت بمانند . و لذا تصور نمىرود كه آنان عملى غير طبيعى را انجام دهند . در زمانهاى بعد نيز امكان تحريف نامعقول است ؛ براى اينكه امويان و نيز عباسيان ، از نظر اجتماعى ، توان چنين كارى نداشتند ؛ علاوه اينكه قرآن در منازل بسيارى از مردم وجود داشت ؛ و با اين وصف كسى امكان تحريف نمىيافت .
وجود قرآن
ديگر از دلايل عدم تحريف ، وجود قرآن ميان مردم بود .
پيامبر خدا از راههاى متعدد سعى داشت كه قرآن در ميان مردم باشد ؛ و بديهى است اين كار ضامن حفظ قرآن بود . پيامبر دستورهاى اكيدى بر استحباب قرائت و حفظ قرآن صادر فرموده بود ؛ از جمله :
ان لصاحب القرآن عند كل ختم دعوة مستجابة . « 1 »
« همنشين قرآن ، با هر دوره قرائت آن ، دعايى مستجاب دارد . »
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، ج 1 ، ص 513 ، ش 2280 .