چهارصد تا هفتصد تن گفتهاند . اين شماره زياد ، حكايت از تعداد زياد حافظان قرآن در آن زمان مىكند .
نويسندگان وحى نيز در صدر اسلام ، فصل خاصى از تاريخ را به خود اختصاص دادهاند ، آنان به محض نزول قرآن ، مورد خطاب پيامبر قرار مىگرفتند ؛ و گاه از خانههاى خود فراخوانده شده و موظف به نوشتن وحى مىشدند . پس از نگارش ، پيامبر نوشتهى آنان را تصحيح مىنمود . « 1 »
پس مىتوان نتيجه گرفت كه آنچه از روايات جمع قرآن در زمان ابو بكر به وسيله گروه زيد بن ثابت به دست مىآيد ، نه جمع قرآن ، بلكه جلدبندى قرآن است . قرآن ، ميان مردم وجود داشت . هركس از ياران پيامبر آيات قرآن را يا در حفظ داشت و يا براى خود مىنوشت . برخى قرآن كامل داشتند . پيامبر در خانهى خود ، تمام قرآن را كه بر پوست ، چوب ، سنگ و استخوان نوشته بود داشت . گروه زيد ، همان نوشتهها را مدوّن كردند . پس آنچه صورت گرفته ، جمع به معناى لغوى است ؛ و مراد از آن تدوين مىباشد . زيد همين نوشتهها را براى احتياط بيشتر با گواهى دو تن كه بيّنه محسوب مىشود ، در يك نسخه جلدبندى كرده و به شكل كتاب درآورده است .
اينكه او تنها با گواهى دو تن قرآن را گردآورى كرده باشد ، سخنى گزاف بوده و با نشانهها و قراين هماهنگ نيست . چنان كه در بحث تحريف خواهد آمد كه گاهى دو تن بر سر عبارتى توافق داشتند ولى چون از قرآن نبود ، نگاشته نمىشد .
گفته شده كه عمر به عبد الرحمن بن عوف گفت : در ميان آيات نازل شده ، اين آيه را نيافتى ؟ من آن را پيدا نكردم ؟ ان جاهدوا كما جاهدتم اول مرّة . عبد الرحمن گفت اين هم مانند چيزهاى ديگر كه از قرآن افتاده ، حذف شده است . اسقطت فيما اسقط من القرآن . « 2 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : مجمع الزوايد ، ج 1 ، ص 152 .
( 2 ) - تفسير در المنثور ، ج 1 ، ص 106 ؛ كنز العمال ، ج 2 ، ص ، 567 ، ش 4741 .