بررسى اقوال
پيش از ورود به بحث ، بيان مقدمهاى لازم است .
ديدن خدا ، از مباحث كلامى بوده و در پى بحث از صفات بارى تعالى مطرح مىشود ؛ و به مسأله توحيد از اصول برمىگردد . و نفى و اثبات آن ، تنها بايد از راه عقل باشد . زيرا شرع در اصول پس از عقل به ميدان خواهد آمد ؛ و تا چيزى ، عقلا امكان تحقق نداشته باشد ، شرع ، توان اثبات آن را ندارد .
به عبارت ديگر ، ورود شرع در مسائل كلامى موجب مىشود حجيت شرع به خود آن متوقف شود و دور محال پيش آيد ؛ البته اگر عقل امكان آن را اثبات كرد و يا عدم استحاله آن را اثبات نمود ؛ شرع مىتواند اثبات و نفى آن را بيان كند . پس خلاصه اينكه تا ديدن مرحلهى ثبوت را نگذراند ، نمىتواند به اثبات برسد ؛ و اثبات شرعى ، فرع بر ثبوت عقلى است .
قول اول
قائلان به ديدن خدا در دنيا و آخرت با چشم ظاهرى كه مجسمه ناميده مىشوند ، معين نيستند ، هرچند اين قول گاهى به افرادى نسبت داده شده است ، ولى اين انتساب ، قطعى به نظر نمىرسد . باقلانى كه نظر آنها را مورد بررسى قرار داده است ، در نوشته خود با فعل مجهول از آنان ياد مىكند . « 1 »
همين نكته كافى است كه به چنين قولى كه گويندهى آن نامعلوم است و تمامى گروههاى اسلامى آن را انكار مىكنند ، پرداخته نشود . چه اينكه اين بحث كاربردى ندارد ؛ و البته بطلان آن بر همگان روشن است .
قول دوم
اين قول ، بيانگر ديدن خدا در آخرت ، بلاكيف است ؛ لازم است اين نظريه در دو بحث جداگانه پىگيرى شود . در بحث اول ، بايد جدا بودن اين قول از قول اول
هامش
( 1 ) - ر . ك : تمهيد الاوايل و تلخيص الدلايل ، ص 220 .