8 - خدا به صورت محدود در مكان ديده مىشود .
9 - خدا به مكانى مىآيد كه از آن مكان خالى نيست .
10 - خدا به آسمان دنيا نزول مىكند .
11 - خدا با چشم در قيامت درك مىشود .
12 - خدا در قيامت با چشم ديده مىشود .
13 - خدا به روشنى قابل مشاهده است .
14 - در قيامت آدمى چشمى دارد كه مىتواند خدا را ببيند .
15 - خدا صورت قيامت را به گونهاى مىآفريند كه خودش قابل ديدن باشد .
16 - ديدن در قيامت ، علم به ديدن است .
17 - خدا با چشم ديده نمىشود .
18 - خدا فقط با قلب ديده مىشود .
19 - خدا با قلب هم ديده نمىشود .
البته به سختى مىتوان از كلام ابو الحسن اشعرى ، اين نوزده قول را استخراج كرد ؛ زيرا بيشتر اين اقوال مستقل نيست و بهطور كامل در سه قول قابل جمع است .
1 - خداوند در دنيا و آخرت قابل ديدن است . اين همان قول « مجسمه » است كه مطابق آن ، خدا نيز مانند ديگر موجودات جسم بوده و ديده مىشود .
2 - ديدن خدا در دنيا محال است ؛ و در آخرت ، خداوند بدون هيچگونه كيفيتى ديده مىشود . اين رأى نهايى غالب اهل سنت است .
3 - خداوند در دنيا و آخرت ديده نمىشود ؛ اين رأى معتزله از اهل سنت و اماميه است .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: على غضنفرى
ص١٨٤