خواست تا به خزانهى مسلمانان برگرداند . « 1 »
ابن ابى الحديد به نقل از ابو جعفر اسكافى مىگويد : ابو هريره نزد بزرگان ما مورد قبول نيست ، عمر او را با تازيانه زده و به او گفته است : لقد اكثرت من الرواية احرى بك ان تكون كاذبا على رسول اللّه و اذا لم تنته عن الرواية عن النبى لا نفينّك الى قبيلتك دوس او ابعدك الى ارض القردة .
« روايات زيادى بر پيامبر به دروغ بستى و اگر دست برندارى ، تو را به قبيلهات تبعيد مىكنم يا نزد ميمونها مىاندازم . »
از على بن ابى طالب نيز نقل شده است كه اكذب الناس ( اكذب الاحياء ) على رسول اللّه لابو هريره الدوسى . « 2 »
« دروغگوترين بر رسول خدا ، ابو هريره است . »
عايشه نيز بارها او را به خاطر فراوانى احاديثش سرزنش كرد و هربار ابو هريره چيزى ناخوشايند به عايشه مىگفت .
يك بار به عايشه گفت : من به عروسى و بازار نمىرفتم كه حديث از پيامبر نشنوم . « 3 »
بار ديگر در پاسخ عايشه كه به او گفت چيزهايى كه تو نقل مىكنى ما از رسول خدا نشنيدهايم ؛ گفت : تو مشغول آيينه و سرمهدان بودى كه خودت را براى رسول خدا درست كنى ! « 4 »
حاكم در « مستدرك » چنين آورده كه ابو هريره در « مدينه » كارى جز گفتن حديث نداشته است . وى مىنويسد : مروان به ابو هريره دستور داده بود كه در « مدينه »
هامش
( 1 ) - شيخ المضيرة ، ص 80 .
( 2 ) - اضواء على سنة محمدية ، ص 204 .
( 3 ) - المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 510 .
( 4 ) - المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 509 .