پراكنده مىگردند .
حضرت در خطبه 108 ، كوفيان را چنان توصيف فرمودهاند :
« مالى اراكُمْ اشْباهاً بِلا ارْواحٍ ، وَارْواحاً بِلا اشْباحٍ ، وَنُسَّاكاً بِلا صَلاحٍ ، وتُجّاراً بِلا ارْباحٍ ، وَايْقاظاً نُوَّماً ، وَشُهُوداً غُيَّباً ، وَناظِرَةً عَمْياءَ ، وَسامِعَةً صَمّاءَ ، وَناطِقَةً بَكماءَ » .
چه شده كه شما را پيكرهاى بىروح ، و روحهاى بىپيكر ، عبادتكنندگانى ناشايست ، تجارى بىسود ، بيدارانى در خواب ، حاضرانى غايب ، بينندگانى كور ، شنوندگانى كر ، و سخن گويانى گنگ مىبينم .
آن حضرت بعد از بيان تصويرى از حكومت ظالمانه معاويه و ستمهائى كه در صورت تسلط وى روا خواهد داشت مىفرمايد :
« أيْنَ تَذْهَبُ بِكُمُ المَذاهِبُ ، وتَتيهُ بِكُمُ الْغَياهِبُ وَتَخْدَعُكُمْ الكَواذِبُ ؟ ومِنْ أيْنَ تُؤْتُؤنَ وانّى تُؤْفَكُونَ ؟ » .
افكار گمراه كننده شما ، را به كجا مىبرد ؟ و تاريكيها شما را چگونه حيران مىسازد ؟ و دروغها تا كى شما را مىفريبد ، از كدامين راه در شما نفوذ مىكنند و چگونه شما را اغفال مىنمايند ؟ .
حزن و نالهء على عليه السلام به جهت نافرمانى وى در قضيهء حكميّت و نپذيرفتن دستور جنگى او و نيز نپذيرفتن حَكَمى كه حضرت انتخاب نموده بود ؟ آنگاه شعله كشيد كه سپاهش بار ديگر در برابرش صف كشيدند و زبان به مذمت حضرت به واسطه قبول حكميّت گشودند .
بعد از پذيرفتن حكميّت يكى از سپاهيانش گفت : گاهى ما را از حكميّت نهى مىكنى و گاهى بدان امر مىنمايى ، نمىفهميم كدام حرف تو درست است ! ! !
حضرت ناراحت شدند ، دستها را به هم كوفتند و سپاهيانش را در خطبه 121 به شدت مذمت نمودند ، در ضمن بيانهاى حضرت آمدهاست :
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: على غضنفرى
ص٩٣