تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
پراكنده مىگردند . حضرت در خطبه 108 ، كوفيان را چنان توصيف فرموده‌اند : « مالى اراكُمْ اشْباهاً بِلا ارْواحٍ ، وَارْواحاً بِلا اشْباحٍ ، وَنُسَّاكاً بِلا صَلاحٍ ، وتُجّاراً بِلا ارْباحٍ ، وَايْقاظاً نُوَّماً ، وَشُهُوداً غُيَّباً ، وَناظِرَةً عَمْياءَ ، وَسامِعَةً صَمّاءَ ، وَناطِقَةً بَكماءَ » . چه شده كه شما را پيكرهاى بىروح ، و روح‌هاى بىپيكر ، عبادت‌كنندگانى ناشايست ، تجارى بىسود ، بيدارانى در خواب ، حاضرانى غايب ، بينندگانى كور ، شنوندگانى كر ، و سخن گويانى گنگ مىبينم . آن حضرت بعد از بيان تصويرى از حكومت ظالمانه معاويه و ستمهائى كه در صورت تسلط وى روا خواهد داشت مىفرمايد : « أيْنَ تَذْهَبُ بِكُمُ المَذاهِبُ ، وتَتيهُ بِكُمُ الْغَياهِبُ وَتَخْدَعُكُمْ الكَواذِبُ ؟ ومِنْ أيْنَ تُؤْتُؤنَ وانّى تُؤْفَكُونَ ؟ » . افكار گمراه كننده شما ، را به كجا مىبرد ؟ و تاريكيها شما را چگونه حيران مىسازد ؟ و دروغها تا كى شما را مىفريبد ، از كدامين راه در شما نفوذ مىكنند و چگونه شما را اغفال مىنمايند ؟ . حزن و نالهء على عليه السلام به جهت نافرمانى وى در قضيهء حكميّت و نپذيرفتن دستور جنگى او و نيز نپذيرفتن حَكَمى كه حضرت انتخاب نموده بود ؟ آنگاه شعله كشيد كه سپاهش بار ديگر در برابرش صف كشيدند و زبان به مذمت حضرت به واسطه قبول حكميّت گشودند . بعد از پذيرفتن حكميّت يكى از سپاهيانش گفت : گاهى ما را از حكميّت نهى مىكنى و گاهى بدان امر مىنمايى ، نمىفهميم كدام حرف تو درست است ! ! ! حضرت ناراحت شدند ، دستها را به هم كوفتند و سپاهيانش را در خطبه 121 به شدت مذمت نمودند ، در ضمن بيانهاى حضرت آمده‌است :