تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
خودش در سستى و غفلت ، ناله عميق خود را به اين جمله ختم مىكند : « وَإنَّ احَبَّ ما انَا لاقٍ إلىَّ الْمَوْتُ » دوست داشتنىترين چيزى كه ميخواهم ملاقاتش كنم مرگ است . حضرت بعد از شهادت « محمد بن ابوبكر » به عبداللَّه بن عباس نامه‌اى نوشته‌است . امام عليه السلام در پى شكوه از مطيع نبودن مردم ، مىفرمايد : « أسْألُ اللَّهَ تعالى أن يجْعَلَ لى مِنهُمْ فرَجاً عاجِلًا ، فَوَاللَّهِ لَوْلا طَمَعى عِنْدَ لِقائى عدوّى في الشَّهادَةِ وَتَوْطيني نفْسى علىَ الْمَنِيَّةِ ، لَاحْبَبْتُ الّا الْقى معَ هؤلاءِ يوْماً واحداً ، وَلا الْتَقِىَ بِهِمْ ابَداً » « 1 » از خدا مىخواهم براى نجات من از اين مردم فرجى عاجل قرار دهد . به خدا قسم اگر علاقه‌ام به شهادت در پيكار با دشمن نبود ، و راه را براى مرگ در راه خدا مهيا نكرده بودم ، دوست مىداشتم حتى يك روز با اين مردم روبرو نشوم و هرگز آنان را ملاقات نكنم . در خطبه 202 حضرت امير عليه السلام وقتى كه از دفن حضرت صديقه طاهره عليها السلام فارغ شد ، با دلى پر غم و اندوه از سه چيز شكايت مىكند . غم ارتحال رسول خدا كه حضرت آن را از هر مصيبتى افزونتر مىداند و هر بلائى را نسبت به آن كوچكتر مىشمارد . غم رفتن محرم اسرار و خزينه رازهايش حضرت زهرا عليها السلام ، كه آن حضرت اندوه از دست دادن او و رسول خدا را اندوهى هميشگى مىداند . غم سوم حضرت از دست نافرمانىها و خيره‌سرىها و سركشىهاى اصحاب خويش است . حضرت در اين باره مىفرمايد : « ستُنَبِّئُكَ ابْنَتَكَ بِتَضافُرِ امَّتِكَ عَلى هَضْمِها ، فَاحْفِها السُّؤالَ وَاسْتَخْبِرَها الحالَ ، هذا وَلَمْ يطلِ العَهْدُ ، وَلَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكرُ »
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامه 35 .