« اريدُ أنْ اداوىَ بِكُمْ وانْتُمْ دائى ، كَناقِشِ الشَّوكَةِ بالشَّوْكَةِ وهُوَ يَعْلَمُ انَّ ضَلعَها مَعَها »
مىخواهم بيمارى را به وسيله شما مداوا كنم و حال آنكه شما خود درد من هستيد ، چون كسى كه خار را با خار در آورد و در حالى كه ميل خار به خار است . « 1 »
آن حضرت در خطبه 125 ، واقعه حكميّت و عوامل پذيرش آن را توضيح داده و در پايان ، اين گونه اهل كوفه را مذمت مىفرمايد :
« افٍّ لَكُمْ لَقَد لَقيتُ مِنْكُمْ برْحاً ، يوْمَ اناديكُمْ وَيَوْمَ اناجيكُمْ فَلا احْرارُ صِدقٍ عِنْد النِّداء ، وَلا اخوانُ ثِقَةٍ عِنْدَ النِّجاءِ » .
واى بر شما ، چقدر از شما ناراحتى ديدم و به تنگ آمدم . روزى با صداى آشكار شما را مىخوانم ، و دگر روز رازى را با شما در ميان مىگذارم ، شما نه مردان آزاده و راستگو در وقت نداء هستيد و نه برادرى رازدار هنگام نجوا .
حضرت در خطبهء 131 كوفيان را ارواح مختلفه و قلبهاى پراكنده مىخواند و آنها را در فرار از حقّ به فرار بز از غرش شير تشبيه مىنمايد .
« ايَّتُهَا النُّفُوسُ الُمخْتَلِفَةُ ، وَالْقُلُوبُ الْمُتَشَتِّتَةُ ، الشّاهِدَةُ ابْدانُهُمْ ، وَالْغائِبَةُ عَنْهُمْ عُقُولُهُمْ ، أظْأرُكُمْ عَلَى الْحَقِّ ، وَ انْتُمْ تَنْفِرُونَ عَنْهُ نُفُورَ الْمِعْزى مِنْ وَعْوَعَةِ الْاسَدِ ، هَيْهاتَ انْ اطْلَعَ بِكُمْ سَرارَ الْعَدْلِ ، اوْ اقيمَ اعْوِجاجَ الْحَقِّ » .
اى مردم گوناگون و دلهاى پراكنده ، شما كه جسمتان حاضر و عقلتان پنهان است ، من شما را به سوى حقّ مىكشانم و شما چون گوسفندانى كه از غرش شير مىگريزند ، فرار مىكنيد .
چه بعيد است كه من با يارى شما بتوانم عدالت را از بند تاريكى برهانم و يا آن را كه منحرف شده ، استوار سازم .
آن حضرت در خطبه 180 ضمن مقايسه سپاه معاويه در ثبات قدم با سپاه
هامش
( 1 ) - اين جمله در لغت عرب ضربالمثل است و جائى به كار مىرود كه آدمى از كسى يارى طلبد كه ميل به دشمنش دارد .