بىترديد اگر ابوذر يك لحظه روى خوش به خليفه نشان مىداد و گرد او به چاپلوسى مىنشست و يا حتى در مقابل ظلم و ستم او سكوت مىكرد ، كيسههاى بيتالمال را به سويش سرازير مىكردند و بهترين زندگى را نيز براى او مهيا مىديدند ، و همچنين براى آيندگان در فضل و عظمت او آنقدر حديث جعل مىكردند و مقام او را تا ثريا بالا مىبردند ، اما او شنيده بود از رسولخدا صلى الله عليه و آله كه مىفرمود :
« اذا مُدِحَ الْفاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرشَ وَغَضَبَ الرَّبَّ » . « 1 »
آنگاه كه فاجرى را مدح و ستايش كنند ، عرش الهى به لرزه درآيد و خداوند در غضب شود .
و لذا حاضر نمىشود آنى ستم را بستايد ، و حتى در جامهء ستايش كنندهاى كفن شود .
ستايش انسانهاى غيرقابل ستايش ، و مدح كسى كه استحقاق مدح را ندارد ، سخت مذموم بوده و فعل لئيمان و اشرار جامعه شمردهشدهاست ، آنان كه خود دوست دارند ستايش شوند و مورد توجه خلايق باشند .
« وَلَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ ، وَعِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ ، مِنَ الْحَظِّ فِيَما أَتى إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ ، وَثَنَاءُ الْأَشْرَارِ ، وَمَقَالَةُ الْجُهَّالِ ، مَا دَامَ مُنْعِماً عَلَيْهِمْ : مَا أَجْوَدَ يَدَهُ ! وَهُوَ عَنْ ذَاتِاللَّهِ بَخِيلٌ » . « 2 »
كسى كه عملى را در غيرمحل و براى غيرمستحق انجام مىدهد جز حمد و ثناى لئيمان و ستايش اشرار و تملق جاهلان ، بهرهاى ندارد ، آنان تا آن هنگام كه خيرى از وى مىبينند ، او را مىستايند و مىگويند چه دست سخاوتمندى دارد ، در حالىكه وى در راه خدا بخل ورزيدهاست .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 77 ، ص 152 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 142 .