حضرت امير عليه السلام مىفرمايد ؛ رسول خدا ما را امر فرمود كه :
« احْثُوا فِي وُجُوهِ الْمَداحينَ التُّرابَ » . « 1 »
به صورت مدّاحان و متملقان خاك بپاشيد .
ابوذر غفارى ( جندب بن جناده ) در دوران جاهليّت خداى واحدى مىپرستيد و
« لا إله الا اللَّه »
مىگفت . روزى كسى به وى گفت شخص ديگرى در مكه ايدهء تو را دارد و خود را پيامبر مىداند ، ابوذر برادرش را به مكه گسيل داشت تا خبرى آورد و چون از آن نتيجهاى نگرفت خود سوى مكه روان شد ، او در مكه با حضرت امير عليه السلام روبهرو شد و با كمك وى به حضور پيامبر نائل آمد و اسلام را اختيار كرد و مدتى در حضور پيامبر ، اسلام را فراگرفت . وى هنگام مراجعت بهسوى قبيلهاش در مسجدالحرام حاضر شد و با صداى بلند شهادت به وحدانيّت خداوند و نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله داد . مشركين قريش برسر او ريختند و عباس بن عبدالمطّلب آنها را به بهانه اينكه او از بنىغفار است و كاروان تجارى قريش از كنار قبيله آنها مىگذرد و ممكن است آسيب به آن برسانند ، آنان را از وى دور نمود .
حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله در صداقت و صفاى باطن او فرمودهاست :
« ما اظَلَّتِ الْخَضْراءُ وَلا اقَلَّتِ الْغَبْراءُ عَلى ذى لَهْجَةٍ اصْدَقُ مِنْ ابِىذَرٍ » . « 2 »
آسمان بر كسى سايه نيفكندهاست و زمين كسى را در برنگرفتهاست كه صادقتر از ابوذر باشد .
نيز مىفرمود :
« مَنْ ارادَ انْ يَنْظُرَ الى زُهْدِ عِيسى بْنِ مَرْيَمَ عليهما السلام فَلْيَنْظُرْ الى ابِىذَر » . « 3 »
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 76 ، ص 328 .
( 2 ) - بحارالأنوار ، ج 15 ، ص 109 ؛ ج 22 ، ص 398 و 406 و 427 .
( 3 ) - بحارالأنوار ، ج 22 ، ص 342 .